به طواف كعبه رفتم ، به حرم رهم ندادند * كه تو در « 1 » برون چه كردى ، كه درون خانه آيى
ساعت 6 [ عصر ] ، عود به منزل موعود نمود .
جمعه ، بيست و دويّم [ ذى حجة الحرام 1305 ه . ق . ]
بعد از اداى فريضهء صبح ، به عزم زيارت جناب « ابو طالب » و « عبد المطلب » و « عبد مناف » و « خديجه » و « آمنه » - سلام اللّه عليهم - رفته ، روضهخوانهاى مذكور و مجلس منذور در مسجد مسطور برقرار بود .
بعد از فيضيابى [ از ] آن محضر منظور و تشرّف به آستانهء حضرات ، ساعتى به « حمام مولد النبى » براى تطهير و تغيير لباس مانده ، بسيار نظيف گرمابهاى است . كم از حمّامهاى « اسلامبول » نيست .
امشب را جناب « شريف » از رؤساى « شام » و « مصر » وعدهخواهى نمودهاند ، [ و ] وعيد گرفتهاند به واسطهء اينكه هيچ سال به اين خوبى نگذشته و به اعتقاد قاضى « حج اكبر » بوده ، و مداخل بيشتر از همه ساله نموده ، و اولاد ذكورى هم به سلطان خداوند رحمت فرموده [ است ] ، صداى « موزيك » و « توپ » و « آتشبازى » به حدّى است كه عدّى ندارد . چراغان خوبى هم شده [ است ] .
شنبه ، بيست و سيّم [ ذى حجة الحرام 1305 ه . ق . ]
به واسطهء فوت « حرّه امين » ، يك روز توقف حجّاج در دامنهء « جبل نور » زياده شد .
فردا صبح از آنجا مىروند به « وادى ليمو » . مسافت 12 ميل است . وادى بسيار خوبى است . از آب جارى و باغات و نارنج و ليمو و رطب مرغوب دارد .
روز يكشنبه ، بيست و چهارم [ ذى حجة الحرام 1305 ه . ق . ]
حجّاج « هندى » ، عموما رفتهاند . بيرون شهر ، ايرانىها به واسطهء « حملهداران » و « شهبندر » ، يك روز ديگر مىباشند ، [ كه ] تا كى از دست « ويس » و « على بيك » ابليس فراغت حاصل شود . « شيخ حسين مطوّف » ، شاگرد « سيد ابو الفضل » آمد ، كه در مبلغ 100 ريال ، قرار كرايهء شما را با « عباس غنام » مىگذارم و امروز برويد و مبلغ 14 ريال تخفيف براى شما دارد . گفتم : حالا ديگر نمىشود اى برادر . . . « 2 » داب اندريم ، پول گرفتهاند از ما ، و رد نمىنمايد حمله دار حيلهدار .
دوشنبه ، بيست و پنجم [ ذى حجة الحرام 1305 ه . ق . ]
هامش
( 1 ) . در اصل : از
( 2 ) . يك يا دو كلمه افتادگى دارد .