طواف وداع نموده ، بناى شد رحال است .
2 ساعت به روز مانده ، « جماله » ، جمل آورده ، سوار شده ، از سمت « باب العمره » رفتند بيرون شهر . قريب « شيخ محمود » كه به « جدّه » مىرود ، گذشته ،
[ فخ ]
به وادى « فخ » فرود آمدند .
« فخ » ، به فتح فاء و تشديد خا ، اسم چاهى است به مسافت فرسخى تا به « مكه » به راه « مدينه » . و در اينجا حديثى كه « صبيان » از اينجا محرم شوند و بعضى اين رخصت را مختص كسانى دانستهاند كه از طرف « مدينه » مىآيند . و در « غبر » اين طريق گفتند كه بايد از موضع « احرامگاه » محرم شوند و اصل مضمون روايت اين است : « تجرّد الصّبيان من فخ » . چون طول سخن اهميت نداشت ، بسط در اين كلام نداد .
و در « فخ » ، شهادت « ابو عبد اللّه حسين بن على بن حسن » ابن عمّ « حضرت موسى بن جعفر » - عليهم السّلام - واقع شده ، زمانى كه دعوت به سوى خود مىنمود ، و جناب « موسى » هنگام وداع با او فرمود : « يا ابن عمّ انّك مقتول فاجد الضرّاب فانّ القوم فسّاق » .
با كسانى كه در اين راه مأنوس و متفق هستيم ، تا به « مدينه طيّبه » و عود به « جدّه » ، [ عبارتند از ] :
[ 1 ] جناب شريعتمدار ، آقاى « حاجى سيد محمد طاهر مجتهد استرآباد » - سلمه اللّه تعالى - .
[ 2 ] جناب مستطاب « حاجى شيخ عبد الحميد شيرازى » ، خلف الصدق غفران مآب عمدة المجتهدين « حاجى شيخ مهدى » .
[ 3 ] عمدة التّجار « حاجى محمد اسماعيل جهرمى » .
[ 4 ] خير الحاج « حاجى محمد حسين طهرانى » .
[ 5 ] از جانب ويس هم « حاجى سيد حسن يزدى » ، ساكن « جدّه » .
[ 6 ] حاجى شفيع آقاى گماشته جناب « معين الملك » .
در اواخر شب ، فرياد « الحرامى ، الحرامى » ، از اطراف و جوانب بلند شد .
به حمد اللّه دستبردى نزدند .