به واسطهء تحويل « شمس » به برج « سنبله » « 1 » ، كه 2 ساعتى شب دوشنبه بوده ، هوا محسوس است [ كه ] فرق كلّى كرده [ است ] .
بعد از شرفيابى [ به ] حرم ، ملاقات جناب شريعت مآب « آقا ميرزا احمد » ، كه نوادهء مرحوم « ملا مهدى نراقى » - رحمة الله عليه - مىباشند ، و مدّتهاست در عتبات عاليات « كربلا » و « نجف اشرف » به تحصيل علوم اشتغال دارند ؛ و در اوقات مشرف بودن فقير در آن آستان ، به واسطه دوستى موروثى كه از پدران ما رسيده بود ، الفتى داشتيم ، ملاقات شد .
در ضمن گزارشات « 2 » ، گفتند : در شب گذشته ، « عبد الرحمن » كه از جانب « امير جبل » با ما آمده ، « حملهداران » را گرد آورد و براى تعارف « حاجى ميرزا على خان » ويس قونسل دولت عليه [ ايران ] ، تقسيمى كرد ، مبلغ 450 « ليرا » فرستادند براى « ويس » تا مانع نشوند كسانى كه حمل « جبل » ببندند و البته به اضعاف « حملهداران » بىانصاف ، از حاج دريافت خواهند نمود .
خلاصه ، آمديم به منزل فقيرى جناب « آقا ميرزا اسد اللّه » خلف الصدق عمدة العلماء « آقا ميرزا محمد تقى » ، كه از علماى اعلام « يزد » اند ، تشريف داشتند .
ساعتى به صحبت حال و قال و به ابيات معجز بيّنات « حضرت ختمى ولايت » مستفيض شده ، كه مىفرمايد :
« النّاس من جهة التمثال اكفاء * أبوهم آدم و الامّ حوّآء
ما الفخر الا لأهل العلم انّهم * على الهدى لمن استهدا ادّلاء
و قدر كلّ امرء ما كان يحسنه * و الجاهلون لاهل العلم اعداء
ففز بعلم تعش حيّا به ابدا * النّاس موتى و اهل العلم احياء
بنا دارند اين دو آقازادهء هم كجاوه تا به « نجف اشرف » باشند . اميد از خداوند حميد ، كه به سلامتى به وطن حقيقى و مألوف برسند و هماره مشعوف باشند .
شب را بعد از اتمام نمازهاى مغرب و عشا در « مسجد الحرام » ، فريضهء شام و خفتن خوانده ، عود نمود در مرتبهء فوقانى منزل حقير ، كه خدارت مآب عمدة العفايف ، صبيهء مرحوم « ميرزا ولى صدر » ، كه همشيرهء جناب صدر حاليه « آقا ميرزا محمد » ، و
هامش
( 1 ) . نام برج ششم فلكى ، كه به صورت دخترى است دامن فروهشته و سر او به مغرب و شمال و پاى او به مشرق و جنوب . نام ديگر آن عذراست و تقريبا با 6 شهريور جلالى و 3 اوت مصادف است و در دستش خوشه گندم ( سنبله ) دارد .
( 2 ) . در اصل : گذارشات