بيرون دو كوه است . وجه تسميه نيز ممكن است اين باشد ، و بعضى « مطلق بلند و پستى » ، كه در كنار كوهى باشد نيز گفتهاند .
خلاصه ، مىگويند در اين مسجد 1000 پيغمبر نماز خواندهاند . و در زمان « حضرت ختمى مرتبت » ، سعهء مسجد از سمت « مناره » به طرف « قبله » ، 30 ذراع بوده ؛ و همچنين از سمت راست و چپ و پشت به قبله و حال بسيار بزرگتر نمودهاند از اطراف . و چون 6 ركعت نماز مستحب است بخوانند ، قدر متيقّن همان « صومعهء رسول » است .
در « صراح » مىگويد : مشرّق ، به فتح الراء ، نمازگاه و « مسجد خيف » ، بعد از فراغ از صلوات راجلا به مكّه مشرف طواف نموده ، نماز خوانده ، سعى بهجاى آورده ؛ ثانيا به « حرم » مشرف و « طواف نساء » كه « حج نساء » [ هم ] مىگويند بهجاى آورده ، در مقام « نماز » و به دعاى دوستان قيام [ شد ] .
بعد از آن ، به منزل رفته ، ساعتى استراحت شد . برخاسته ، بدن [ را ] شستم و لباس پوشيده ، براى « رمى جمرات ثلث » و « بيتوته منى » مراجعت نمود . كسانى كه امروز را « دوازدهم » [ فرض ] نمودهاند ، نفر كرده ، در راه ، به واسطه جمعيت « شامى » و « مصرى » و صداى « توپ » و « ساز » ، در آن تنگناى سخت گذشت .
به هرقسمى بود به سلامتى به خيمه رسيده ، نماز مغرب و عشا را خوانده ، بر حسب مواعده رفتيم چادر سركار « حاجى ميرزا على خان ويس قونسل » . امشب را از پولهاى حلال و گوشتهاى قربانى ، اطعام المساكين نمودهاند .
مدعوين : « جناب شريعتمدار استرآباد [ ى ] ، حاجى سيد محمّد طاهر » - سلمه اللّه » ، « معتمد السلطان حاجى سقّاباشى » ، « مقرب الخاقان ، محمد حسن خان » ، خلف الصدق جناب « صديق الملك » - زيد اجلالهم - و يك دو نفر از تجّار « قزوين » بودند .
بعد از ساعتى ، جناب « سيد المجتهدين » آغاز سخن فرمود . حاصل آنكه غالب مردم « مسائل واجبه » را نمىدانند و از آن جمله « مخارج حروف » است كه در نماز ، شرط صحت و در قرائت « حمد » و « سوره » و ساير اذكار بايد اداى هرحرفى از مخرج خود نمايند ؛ و اگرنه ، در بطلان عمل شبهه [ اى ] نيست . و از واجبات احرام ، گفتن « تلبيات اربع » مىباشد ؛ مثلا هرگاه « كاف » را با « گاف » « 1 » فرق نگذارد ، بطلان
هامش
( 1 ) . در اصل : كاف