خلاصه ، قدر يقينى از « موقف نمره » مىباشد ، چنانكه مرسوم مؤمنين و محتاطين است و به مفاد روايت ، ظاهرا در « اراك » موقوف مشكل است . چنانچه مخالفين بيشتر آنجا مىروند ، و قضيّهء روز گذشته ، حكايت شده ؛ اگر در دلالت خبر بعضى مناقشه نمايند ، مثل اينكه بگويند مجمل است ، چنانكه محتمل است اصحاب « اراك » ، حجّ آنها قبول نباشد به واسطهء انكار نمودن « ولايت اهل بيت » را ، نه بهجهت موقف نبودن « اراك » ، جواب شنوند : در صورت اجمال و احتمال قاعده استصحاب محكم است به واسطهء آنكه شك در بودن آن موضع يا مواضع ديگر موقف صحيح ، موجب شك در « برائت ذمه » از اشتغال يقينى است و رافع يقين ، جز يقين نيست و « يقين » وقتى است كه در « نمره » وقوف شود . يوم فى التعريف ، و الله العالم .
اوايل غروب ، بناى « كوچ » است .
بعد از مغرب ، از موقف گذشتيم [ و ] به انصاب حرم رسيده ، 2 ساعت از شب گذشته ، وارد « مشعر الحرام » ، به كوه جانب دست راست نزديكتر منزل نمودند .
و از اسمهاى « مشعر » ، يكى « مزدلفه » است ، به ختم ميم و سكون زاى معجمه و فتح دال مهمله و كسر لام . اسم فاعل است . از « دلاف » به معنى « اجتماع » است و در وجه تسميه « مشعر الحرام » به « مزدلفه » وجوهى گفتهاند . حاصل و مرجع « اجتماع » است ، چنانكه جناب « صادق » فرموده : « سمّيت مزدلفه لانّهم ازدلفوا اليها من عرفات » .
و بعضى گفتهاند كه « جبرئيل » به « ابراهيم » در « عرفات » تبليغ نمود فرمان حق را ، كه :
« ازدلف الى المشعر الحرام فسمّيت مزدلفة » . و ديگر نام آنجا « جمع » است ، به فتح جيم و سكون ميم .
در وجه تسميه نيز وجوهى گفتهاند ، يكى به واسطهء جمع نمودن نماز مغرب و عشا ، يا آنكه « آدم » و « حوا » در آنجا نزديكى نمودند ؛ يا اجتماع مردم .
و بعد از فراغ از نماز مغرب و عشا ، براى « رمى جمرات » ، برحسب استحباب ، سنگريزه جمع مىنمايند . همگى حالت خوشى دارند . دزدان هم در كمين ، كه فرصت را به دست آورده ، دستبردى بزنند . و احياء امشب ، بهعلاوه سنّت ، خاصيت ديگر [ ى ] هم دارد ، كه ايمنى از سرقت سارقين حاصل نمايند . از كرم حضرت « صاحبخانه » اميدواريم ماها را از شرّ دزدىهاى درونى و بيرونى ، ايمن و محفوظ بدارد .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: هارون وهومن
ص١٦٦