« حج بيت الله » آمده بودند و متعلّقات ايشان هم از « طهران » به راه « جبل » تشرّف يافتهاند ، رفته ؛ بين راه به خيابانى كه عمارت جناب شريف حاليه ، كه اسم شريفش « عون » است ، نسبت به خان [ ه ] هاى « مكّه » ، عمارت بسيار ممتازى است .
در مقابل آنجا ، بر تخته شعرى نوشته بودند و آويزان بود :
يا ناصر الحق المبين ايّد امير المؤمنين * و انصر لنا عبد الحميد و افتح لنا فتح المبين
ساعتى در محضر دوستان نشسته ، ذكرى از اسامى « مكّه معظّمه » در ميان آمد .
اسامى بسيار دارد ، « مكّه » .
وجه تسميه او را چند وجه گفتهاند :
1 . به ملاحظه معنى « مكك » ، كه به معنى « نقض » آمده ؛ و كسى [ كه ] آنجا مشرّف مىشود ، نقض گناهان او را مىنمايد .
2 . « مكك » به معنى « هلك » ، چراكه هركس قصد خرابى آنجا را نمود ، خراب شد .
3 . به معنى « قلّت » آب هم آمده ، و آنجا كمآب بوده [ است ] .
و [ اسامى ] ديگر :
[ 2 . ] صلاح .
و [ 3 . ] عرش .
و [ 4 . ] القادس ، به معنى « تقديس » و « تطهير » باشد ، به واسطهء آنكه گناهان را پاك مىكند .
و [ 5 . ] المقدّسه .
و [ 6 . ] النساسه . به نون و 2 سين .
و [ 7 . ] الناسّه ، به يك سين . از « نسّ » ، به معنى « طرد » ، كه « راندن » باشد ، و ممكن است از « ناسه » به معنى « خشك » باشد ؛ و هردو بىمناسبت نيست .
و [ 8 . ] الباسه ، مشتق از « بس » به معنى « هلاكت » ، زيرا كه هركس ظلم نمايد ، در آنجا هلاك مىشود .
و [ 9 . ] « البيت العتيق » « 1 » .
و [ 10 . ] « ام رحم » ، به ضمّ راء .
هامش
( 1 ) . سورهء حج - آيه 33 .