مىرسانند ، اين قسم تعدّيات ، مأمورين سفير مىفرمايند ، نعوذ باللّه [ در ] سالهاى ديگر بر سر زوّار چه مىآوردند .
شنبه ، نهم [ ذى حجة الحرام 1305 ه . ق . ]
« يوم عرفه » است . جمعى كه احيا داشته بودند ، « قيلوله » نموده و قبل از زوال ، در آن جدول « غسل » ترتيب نموده ، اشتغال به دعوات مسنونه دارند . و امر واجب امروز آن است « وقوف نمايند در عرفات » ، تا غروب شرعى ؛ و از آن به بعد كوچ نمايند براى « وقوف در مشعر الحرام » ؛ و اين دو وقوف از « اركان » است ، چنانكه تفصيل صور « اضطرار » و « اختيار » و صحت و فساد بعضى صور ، در جاى خود معين است .
و از مسنونات « دعاى در حقّ برادران » است ، و از دعوات مأثورهء « مناجات جناب سيد الشهدا » - روحنا له الفدا - است كه مشتمل بر مطالب عاليه است و مرحوم « فيض » در « ذريعه » به تمام نقل نموده [ است ] .
و « عرفه » اسم « جبل » است و جمع او « عرفات » است . تقديرا چنانكه گفته مىشود « وقفت بعرفه » ، گفته مىشود « وقفت به عرفات » . و غير منصرف است هردو لفظ به واسطه علميّه و تأنيث . و به همينسبب تنوين و الف و لام داخل او نمىشود ، و اگر در « عرفات » تنوين درآورند ، تنوين تمكّن نيست ، بلكه مقابله است .
و در وجه تسميه آن محلّ شريف به « عرفات » ، مختلف گفتهاند . يك وجود آن است [ كه ] چون « جبرئيل » در اينجا به جناب « ابراهيم » گفت : « هذه عرفات فاعرف بها مناسكك و اعترف بذنبك » ؛ بدينسبب نام اين موضع « عرفات » شد .
و حدّ « عرفات » را بعضى چنين گفتهاند : « من بطن عرفة و ثوبة و نمرة الى ذى المجاز » ، و تعين اين حد را به روايت نسبت دادهاند و در « مجمع » ، در لغت « نمر » مىفرمايد : « نمرة ، به فتح النون و كسر الميم و فتح الراء . هى الجبل الّذى عليه انصاب الحرم عن يمينك اذا خرجت من مأزم « 1 » يريد الموقف و هى احد حدود عرفه دون عرفه و فى الحديث نمره بطن عرفه بحيال الاراك » . انتهى .
و « انصاب » جمع « نصاب » است : « و نصاب الحرم قدره الّذى ينتهى اليه » .
و « اراك » نيز يكى از حدود « عرفه » است . و در حديث رسيده : « انّ اصحاب الأراك لا حجّ لهم » . و بعضى گفتهاند [ كه ] « اراك » موضعى است به « عرفه » ، از ناحيهء « شام » ، نزديك « نمره » .
هامش
( 1 ) . مأزم ، تنگنايى است ميان « مزدلفه » و « عرفه » ، كه به آن « مأزمان » هم مىگويند .