تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
كه صاحب كتاب شاهد آورده و اشكال رفع مىنمايد .
« إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ » ؛
« 1 » گفتند : رفتم به ديدن دو نفر ، كه از حجّ بيت اللّه آمده بودند . در ضمن تعارفات پرسيدم : « بر شما خوش گذشت ؟ » جواب دادند : « الحمد للّه از هرجهت خوب بود . تداركات زياد برداشته بوديم . پنبه آب ليمو و غيره ، دست نخورده برگشت ؛ ولى از كمى آب تلخ گذشت . » ظريفانه گفتم : « خوب بود پنبه آب را هم همراه برده بوديد . افسوس خورد كه كاش اين را دانسته بوديم . رفيقش گفت : « به اين ملاحظه كه آب بسيار محل احتياج است ، يك‌بار پنبه آب بايد همراه داشت ، خرجش زياد مىشد ، نبرديم . » اوّل آفتاب ، به عزم زيارت قبور اجداد حضرت ختمى مرتبت و جناب ابو طالب - سلام الله عليهم اجمعين - رفتم به سمت « حجون » ، كه اسم كوه و درّه [ اى ] مىباشد و از طرف « منى » كه بروند به سمت دست چپ راه است و از « صفا » تا « جحون » ثلث فرسخ است . « قبرستان بزرگى » در دامن آن كوه واقع شده ، و بعضى خان [ ه ] ها به اطراف به سمت راه « منى » ساخته‌اند ، و اين بيت كه :
كان لم يكن بين الحجون الى الصّفا * انيس و لم يسمر به مكّة سامر
در وقتى كه بناى خرابى خانه را « عبد اللّه بن زبير » به واسطهء روايتى كه شنيده بود ، گذاشت و اهل مكّه از خوف اينكه بلا نازل شود به « منى » و « عرفات » رفتند ، گفته شده چنان‌كه مقدّم و مؤخّر اين شعر را با تفاصيل آن‌چنين در نظر دارم كه صاحب « خميس » نوشته است . خلاصه ، مشاهير « قبور متبرّكه » آنجا مشاهد مشرفهء « عبد مناف » و « عبد المطلب » [ است ] ، كه در يك بقعه و دو ضريح و « بقعه جناب ابو طالب - سلام الله عليهم - و « مسجدى » بدون طاق در پيش گنبد جناب « ابو طالب » هست ؛ و دو سال قبل ، شخص « هندى » ، اندك تعميرى آنجاها را نموده [ است ] . جناب « حاجى ملا سلطان على » - سلمه اللّه - مجلس تعزيه‌دارى فراهم آورده بودند و جمعى « ذاكرين » هستند و جمعيّت به قدر 100 نفر براى فيض‌يابى حاضرند . واقع ، محضر بااثرى است . اسم ذاكرها اين است : [ 1 ] حاجى ملا عبد الكريم نيشابورى . [ 2 ] حاجى ملا رضاى ترشيزى . [ 3 ] و عندليب الذاكرين .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره - آيه 158 .