تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
نمايند ، جناب « ابو طالب » ، حضرت رسول و مسلمين را در شعب خود برد و مواظب بودند با « على ( ع ) » ، كه اذيّتى وارد بر ايشان نيايد ، به قرب 3 سال . تا آنكه بعضى از « متفقين » ، نقض عهد آنها را نمود و با خدا عهد بست و ايمان آوردند . حضرت از « شعب » بيرون آمد ؛ « و ماتت خديجة حين خرج رسول اللّه من الشعب » . چنان‌كه در نزديكى آن « مسجد » ، حمّامى است معروف به « حمّام مولد النّبى » . بسيار حمّام خوب و نظيف و تميزى است . استاد حمامى مىگفت سالى مبلغ 200 « ليرا » اجارهء اين حمّام است . دو ساعت به روز مانده ، شليك توپ از شهر و بيرون [ آن ] ، زياد شد . گفتند : « محمل شامى وارد مىشود و « سعيد پاشا » از جانب دولت اين خدمت را مىنمايد و امير حاجّ شامى است . » دو ارابه توپ ، با 100 سوار و 200 عسكر جمّازه‌سوار ، به همراه محمل معروف مقرر است . شريف عون كه تشريف حاليهء مكه است ، با « قايم‌مقام » و جمعى پيشواز رفته ، از جمله تشريفات محمل در اوقات خمسه ، انداختن توپ است . دوشنبه ، چهارم [ ذى حجه 1305 ه . ق . ] ، الحمد للّه هواى « مكه » سالم و ملايم است . با آن‌كه تابستان و « شمس » در بيستم درجه و 59 دقيقه است ، در پشت‌بام‌ها ، شب بدون روپوش نمىتوان استراحت نمود . ميوه و مأكولات از « هندوانه » و « انار » و « ليموى آب » و « رطب » و « بادنجان روغن » و « برنج » و ساير حبوبات ، فراوان و در كمال خوبى است . سابقا اين‌طور كشتىها و راهها جارى و نزديك و متصل نبوده ؛ رسم حجّاج آوردن تمام مايلزم بوده [ است ] . اين اوقات هم به همان قسم بعضى زحمت مىكشند ، حمل‌ونقل مىنمايند ، خود را به مشقّت مىاندازند ، بدون فايده ، مثلا تنباكوى بسيار خوب در « جدّه » و « مكّه » بود ، كه در « شيراز » كمترى به دست مىآمد و كاش اين‌همه زحمت مىكشند ، اقلا صرف خود مىنمودند . يادم آمد به حكايتى كه از مرحوم « حاجى ملا عبد اللّه » كه از جمله علما و فضلاى « شيراز » بوده و به « آتشى » ، سلسلهء آنها معروف است به سبب آن‌كه جدّ آنها مىگويند در « آتش » مىرفته و هيچ صدمه‌اى به او نمىرسيده ؛ شنيدم روزى در مجلس درس با جمعى كتاب « مغنى اللبيب » خدمتش مىخوانديم ، به مناسبت اين آيه