هو الحائط المقابل للباب دون الركن اليمانى لانه كان قبل تجديد البيت هو الباب سمى بذلك لأنّه يستجار عنده باللّه من النّار . »
در « منتخب اللغة » مىگويد : « ملتزم » ، موضعى است بين در « كعبه » و « حجر الاسود » . در « غياث اللغات » مىگويد « ملتزم » ، به ضمّ ميم و فتح زاى معجمه ، موضعى است نزديك « ركن يمانى » در محاذى « كعبه » . حاجتمندان در آنجا « دعا » مىكنند .
از بعضى آغايان حرم سؤال از « مستجار » نمودم ، به « ملتزم » جواب دادند . العلم عند اللّه .
درهاى « مسجد » كه به كوچه بازار باز مىشود ، از 300 متجاوز است . و هريك اسمى مخصوص دارد ؛ مثل : « باب الصفا » و « باب العمرة » و « باب السّلام » و « باب الوداع » و غير ذلك . اسطوانها از 1000 متجاوز است و چون صاحب « تاريخ خميس » ، احوالات و وقايع و حدود و عدد ستونها و ابواب و استار « كعبه معظّمه » را مفصلا متعرض شده ، حتى آنكه خودش به دقّت در زمان مشرف بودنش ، مساحت اطراف خانه [ را ] نموده ؛ حقير هم آنچه ملاحظه نمود ، جز اضافه بعضى ستون و ابواب و تعميرات ، اختلافى مشاهده ننمود ، ذكر تفصيلات نمىدهد ، مگر ذكر دو سه محل ، از آنجا كه براى زوّار دانستنش فايده دارد :
يكى « شاذروان » است و آن عبارت از سكّوى باريك است كه متصل به خانه در اطراف آن واقع است . از سطح حرم نيم ذرع ارتفاع دارد . تقريبا به اختلاف بعضى مواضع و عرض آن يك وجب ، و به اختلاف و بعضى در تحديدش گفتهاند :
« هو الّذى فضّل عن عرض جدار البيت بعد ان ضيق اعلى الجدار » ، و جزو « خانه » است .
و يكى « حجر اسماعيل » است ، كه « آجر » ، مادر آن حضرت و جمعى از انبياء ( ع ) در آنجا مىگويند مدفوناند . بعضى « حضرت آدم ( ع ) » را نيز نوشتهاند و مشهور آن است كه جزو « خانه » بوده ، و در « صراح » مىگويد : گرداگرد كعبه اندرون « حطيم » از سوى شمال و « حطيم » را مىگويد ديوار بيرون كعبه از سوى مغرب [ است ] .
در اين دو عبارت تأملى لازم است و اتفاقى است كه بايد به دور « حجر » و « خانه » بگردند . بنابراين در حال « طواف » اگر بر آن سكو يا ديوار « حجر » دست بگذارند ، حكم به بطلان آن واضح است ، مگر اعادهء آن جزو را نمايند . چنانكه در آنحال اگر داخل « حجر » شود ، آن « شوط » را گفتهاند اعاده نمايند .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: هارون وهومن
ص١٤٥