تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
و يكى « حطيم » است . در تعين او اختلاف است . بعضى گفته‌اند « سنگ كعبه » [ است ] ، بعضى گفته‌اند ما بين « ركن » و « زمزم » و « مقام » ؛ يا از « مقام » تا « در كعبه » ؛ يا ديوار بيرون خانهء « كعبه » ، جانب مغرب كه در آنجا « ناودان كعبه » است . « قال فى المجمع الحطيم هو ما بين الركن الّذى فيه حجر الاسود و بين الباب كما جائت به الرّواية سمى حطيما لأن النّاس يزدحمون فيه على الدّعا و يحطم بعضهم بعضا » . و گويند در زمان « ابراهيم ( ع ) » داخل « كعبه » بوده ، و در زمان « جاهليّت » آن را خارج كرده ، ديوار ديگر از اندرون دادند و آن ديوار نيز باقى است و « عبد اللّه بن زبير » چون شنيده بود كه « حضرت ختمى مرتبت » فرموده كه : « اين ديوار خانه « كعبه » بوده ، به واسطهء قرب زمان جاهليت ، داخل كردن آن باعث فتنه و فساد است ؛ در زمان حكومت خود ، آن ديوار را داخل « كعبه » كرد . « حجّاج » بعد [ از ] استيلا و خرابى « خانه خدا » ، به همان‌طور « جاهليّت » بنا نموده است و مىگويند همان بناى « حجّاج » است [ كه ] باقى مانده [ است ] . و مقصود از نقل اين حكايت دو امر است : [ 1 ] يكى آن‌كه تغييرات در « بيت » و تعميرات بسيار نموده‌اند . اگر در « مسجد الحرام » باشد ، قبلهء او « خانه » است . در اين‌حال ، بايد وقت نماز ، ملاحظهء آن گوشهء « شاذروان » كه با « حجر » يا « حطيم » از اصل ديوار اندكى بيرون مىرود ، بشود ، زيرا كه احتمال نبودن آنها از « بيت » در بين هست ، چنان‌كه در وقت « طواف » احتياط مقتضى شد كه بيرون از آن مطاف قرار دهند و وضوح اين احتياط ظاهر مىشود در وقت « صف جماعت » . [ 2 ] امر ثانى ، درصورتىكه بندگان خدا « خانهء خدا » را خراب نمودند و تصرفات كرده‌اند ، ديگر جاى گله از خدا براى كسى نمانده ، كه چرا خانهء بندگان خدا را بندگان خراب و تصرف مىنمايند . از جمله محلات « مكّه معظمّه » « مولد النبى » است . و به اين‌سبب گويند كه در آن محلّه وضعى كه حال « مسجد » است ، « ولادت حضرت » واقع شده [ است ] . به زيارت رفتيم و آن « مسجد » به همين اسم معروف است . « قال فى المجمع و شعب ابى طالب به مكّة مولد النّبى ( ص ) و فيه الشعب بالكسر الطّريق فى الجبل و الجمع شعاب ككتاب » . و در زمانى كه « قريش » متفق گشتند كه « بنى هاشم » ترك « معامله » و « مناكحه »