« زم » به معنى « آهسته » است و « زمزمه » هم از همين معنى است ، يعنى « خوانندگى و ترنّم به آهستگى » .
و چنين نقل كنند اگر اين كلمه را نفرموده بود ، از بركت مقدم « اسماعيل » اين آب جريان مىنمود به نحو « رود بزرگى » . و اللّه على شىء قدير .
و گويند بسيار گوارا و شيرين بوده ، به واسطهء بعضى ناملايمات ، قدرى تلخ شده .
بعضى نقل نمودهاند عمق اين جاه حدّى ندارد و بعضى گويند از غواصها براى مهمى رفته بودند در ازمنهء سالفه ، در تك « 1 » چاه ديدهاند كه چشمه [ اى ] جارى شده تلخ و به واسطهء امتزاج طعم آن ديگر هم تغيير يافته [ است ] . العلم عند الله .
على اى حال ، اخبار به طريق عامه و خاصه ، در تعريف و مدح اين آب مستفيض است و چون در دامنهء كوه « صفا » به قدر قامت بالا رفته ، اگر موانع از عمارت و جدران نبود ، خانه نمايان مىشد و اين درج بعد ساخته شده ، بايد ارتقا نموده ، رو به خانه ايستاده و ادعيهء مأثوره با تكبيرات گفته و شروع در « سعى » به آرامى نمايند ، تا اندكى به محاذات ميلى كه بر زاويهء مسجد است ، مانده ، از آنجا « هروله » شود ، تا آنجايى كه به دو ميل مىرسند . بعد از آن نيز به آرامى تا از « درج مروه » بالا رفته ، اين يك « شوط » است ، باز عود به « صفا » به همين تفصيل و بعد از اتمام 7 شوط « تقصير » مىنمايند . آنوقت محلّ شده ، مگر در دو چيز . و الحمد للّه ربّ العالمين .
[ بيت ]
به حرم رويم ، براى تو * سوى « مروه » ، قصد « صفاى » تو
كه به مستجار لقاى تو * همه « عروه » ها شده منفصم
يكشنبه ، سيم [ ذى حجه 1305 ه . ق . ] ، به زيارت « بيت اللّه » مشرف شده ، طواف استحبابى به قصد دوستان نيابت نموده ، در « حجر » نماز گذارده و تحت الميزاب دعاى آشنايان و ذوى الحقوق را مخصوصا گفته ، ثانيا طوافى براى ذوى الارحام به جاى آورده .
و از مواضع خانه يكى « مستجار » است و ديگرى « ملتزم » . و چون از قرار بعضى عبارات مىنمايد كه هردو ، يكى باشد ، و چنين نيست . نقل اقوال مىشود : « قال فى المجمع و بعد ذكره الحديث الملتزم بفتح الّزاء دبر الكعبه سمى به لأن النّاس يعتنقونه اى يضمونه الى صدورهم و الألتزام الاعتناق و المستجار من البيت الحرام
هامش
( 1 ) . ته .