پوشيده و ادعيهء مأثوره مسنونه و چهار تلبيهء واجبى گفته ، جناب « سيّد » به قصد مرحوم والد فقير - طاب ثراه - قصد قربت و در حال خوف و رجاء بيرون آمده از مسجد و روپوش شكدوف را برداشته ، سوار شده و مىروند .
واقع ، حالت خوشى دارند بعضى حجّاج ، با اين آفتاب قلب الاسد « 1 » و بدن عريان ، لبيكگويان به جانب كوى دوست روان .
« اللّهمّ اجعلنا من حجاج بيتك الحرام » .
جمعه ، غره ذى الحجة الحرام [ 1305 ه . ق . ] ، اول ايّام « معلومات » است . مقارن طلوع فجر ، در منزل « بيضاء » ، كه محطّه قبل از « سعديّه » بود ، نماز صبح را خوانده و بعضى به ضرب خيام و برخى به طبخ چاى قيام نموده و جمعى دقيق عجين مىنمايند . و بعد از زوال وادى فريضتين ، شد رحال نمودند .
يكى با بدن زخمى « 2 » و مجروح ، بهصورت حجاز شورى داشت و مىگفت :
[ بيت ]
ساربانا ، جمال « كعبه » كجاست * كه بمُرديم در بيابانش
اوّل مغرب ، به « حدّ حرم » رسيده ، نماز شام و خفتن خوانده ، مىروند جمّالها [ و ] مىگويند بايد كسى پياده نشود و در « شكاديف » بيدار باشند ، كه « حرامى » در گرد « حرم » بسيار است « لا ترقدوا و لا تنزلوا فمن رقد خرجه مفلوك و من نزل فقد زال المسكوك و صار العبد الصعلوك » « 3 » .
در اواسط شب ، فرياد « حاجى عبد الكريم » و « حاجى محمد حسين » ، كه از متدينين تجّار « يزد » است ، بلند شد كه : « بردند و كشتند » . جمعى پيادگان و ساربانان به حمايت رفتند . به حمد اللّه دستبردى نزده بودند . دو نفر مهار شتر را از قطار گسيخته بودند ، كه اندكى دور شوند و به دستاويز اصلاح شكدوف ، نزديكى نمايند ، فرصت نشد .
[ روز شنبه ، دوم [ ذى حجه 1305 ه . ق . ] ]
[ مكّه معظّمه ]
روز شنبه ، دوم [ ذى حجه 1305 ه . ق . ] ، « قلعه » و « سربازخانه » كه به قلّهء « كوه ابو قبيس » ساختهاند و « مسجد شق القمر » ، كه بر همان كوه است نمايان شد .
هامش
( 1 ) . كنايه از چلهء گرما ، وسط تابستان .
( 2 ) . در اصل : زخم
( 3 ) . درويش ، دزد ، جوانمرد عيار ، فقير .