مىباشد . و اگر كسى تنها باشد ، بهتر آن است كه با « يعفور » ، حامل پست برود . زودتر و سالمتر مىرسد ؛ منتهى 2 « قروش » انعام بدهد به سايق حمار « 1 » پست و ركّاب جمايل . غالبا يك شب در راه توقف مىنمايند .
و امّا كسانى كه بايد « ميقاتگاه » محرم شوند ، بايد زيادى احمال را به مطوف يا امين ديگر بسپارند و تفصيل را سياهه نمايند و مضبوط ببندند و خودشان با مختصر لوازم و قليل مخارج به راه « سعديّه » بروند ، كه « ميقاتگاه يلملم » آنجا است . 4 منزل است با جمل از « جدّه » تا « سعديّه » . و از يك طريق ديگر 3 مرحله است ، تا جمال اهلش چه طرف باشد . و 2 منزل است از « سعديّه » تا به « مكّه » .
يكشنبه ، بيست و ششم [ ذى قعده 1305 ه . ق . ] ، دو كشتى از طرف « بصره » و « لنگه » و « عبّاسى » « 2 » و « گوادر » « 3 » و « مسقط » « 4 » و « عدن » با معطّلى زياد آمده ، يكى وارد ، ديگرى پيشتر به گل نشسته و بسيار سخت گذشته بر تمامى ، و بسيارى آسودهاند .
هر كشتى برحسب اقتضاى خود « قانونى » دارد ، چه در حمل « اثقال » و چه « عبرى » و « پاسنجر » ، و چنانچه زيادى از « قانون » ، در كشتى « بار » يا « آدم » حمل نمايند ، مورد مؤاخذه دولتاند . معلّم يا صاحب كشتى ، ضامن تمام است . اگر اتلافى واقع شود و « بيمه و الا » يعنى كسى ضامن كشتى بوده ، بر رسم « بيمه » جواب مىگويد ، مگر آدم او حاضر باشد . ولى چون جمعى نه معتقد [ به ] ملّت و نه به قانون دولت رفتار مىنمايند و دين دنانير است ، بلكه مال را از جان خود بيشتر دوست دارند ، هرقدر ممكن باشد ، در كشتى حمل مىنمايند . و همينقدر كه يك شاهى ارزانتر است ، جالسين مىروند گرفتار زحمات و خطرات مىشوند و اين بىقاعدگى منحصر به بنادر « عرب » و « عجم » است . جاهاى ديگر ، جرأت اين گونه امور [ را ] ندارند .
اول ظهر ، جّمالة و جمالات حاضر شده ، قرار كرايهء شتر يك زوج « شكدوف » امروز تا به « سعديّه » و از آنجا به « مكّه » 14 ريال « فرنكساوى » است . و اما تحصيل خود « شكدوف » با « راكب » است . و « شكدوف » چيزى مانند « كجاوه » ، ولى به قدر قامت انسان طولش مىشود و به راحت ، استراحت مىتوان نمود . اركانش از چوب و
هامش
( 1 ) . راننده ، رانندهء چارپا ، آنكه حيوانات را از عقب براند .
( 2 ) . بندرعباس امروزى .
( 3 ) . بندر كوچك گواتر ، در سرحد مرزى دريايى ايران و پاكستان ؛ آخرين شهر ايران در نقطه صفر مرزى .
( 4 ) . پاىتخت كشور عمان .