تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
محل نشستن از « خوص » « 1 » است . قيمت « شكدوف » متفاوت است . متعارف و متوسط 6 ريال و 4 ريال مىشود ، اگر كرايه نمايند ، چندان فرقى ندارد با قيمت ، خلاصه ، مبلغ 14 ريال كه تقريبا 8 تومان « ايران » است ، يك ثلث حق جمّال و يك ثلث وجه تعدّى ويس ابليس و باقى بين « مطوّف » و سايرين تقسيم مىشود . و بدون اطلاع اين ويس ابليس ، جمال قدرت بر هيچ ندارد ، و تا به « مطوّف » و « مخرج » و « حمله دار حيله‌دار » اجازه ندهد ويس ، كسى اقدام نمىتواند بنمايد ؛ و چون همگى شريك شده‌اند ، حجّاج « ايرانى » ممتنع است از كيد « حجّاج » جان سالم نمايند . دو ساعت به روز مانده ، از دروازهء سمت مشرق ، كه مسمّى به « باب المكّه » است ، بيرون آمده ، نزديك قهوه‌خانهء بيرون شهر ، نيم ساعت توقف نموده ، تا قافله همگى « 2 » همگير شده ، روانه گشتند .

[ بحره ]

دوشنبه ، بيست و هفتم [ ذى قعده 1305 ه . ق . ] ، در منزل نماز صبح را خوانده ، 5 فرسخ طى مسافت شده ، اين محطه اسمش « بحره » « 3 » است . در مقابل ، به فاصله يك ميل راه ، جايى است « حدّه » كه به راه سمت « مكّه » جدا مىشود . آبادى اين‌جا ، يك دو چاه آب و در دامنهء تپه ، « قلعهء » مختصر و چند خانوار عرب نشسته [ است ] . هوا ، چون آتش سوزنده ، و زمين ، همچون كورهء تابنده ، و آب ، حميم « 4 » ، و باد ، سموم ، الحمد للّه ربّ العالمين . [ مصراع ]
تا رنج تحمل نكنى ، گنج نبينى « 5 » .
دو ساعت و نيم به روز مانده ، سوار شده مىروند براى فريضهء مغرب و عشا
هامش
( 1 ) . برگ خرما ، بافته شده يا غير بافته . ( 2 ) . در اصل : همه‌كى ( 3 ) . بحره( Bahreh )، به‌معناى زمين پست ، شهر يا زمين . در اصل بحرة الرعاء نام دارد و جايى است كه پيامبر مسلمانان در آنجا نماز گزارده است . ( 4 ) . شراب دوزخيان از مس گداخته . ( 5 ) . در اصل : نه‌بينى
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 138 | هارون وهومن