تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
برادر امّى سيد ابو الفضل . [ 3 ] مطوف « مازندرانى » و « استرآبادى » « 1 » : « سيد حسين » ، برادر مرحوم سيد منصور . [ 4 ] مطوف « تبريزى » و « خراسانى » : « عبّاس مغاضه » . [ 5 ] مطوف « قمى » و « كرمانشانى » : « عباس جعفر » [ 6 ] مطوف « همدانى » و « قزوينى » و « سلطان‌آبادى » « 2 » و « گلپايگانى » و « دولت آبادى » « 3 » و « عراق » : « عبد الرسول جوهرى » [ 7 ] مطوف « بوشهرى » و ساير بنادرات « فارس » : « عباس غنام » . [ 8 ] مطوف « ايروانى » « 4 » و « رشتى » و « طهرانى » : « آقا شيخ على جمال » . [ 9 ] مطوف « بغدادى » و « بصراوى » و « هروى » : « حسين بغدادى » . در زمان مرحوم « شريف عبد المطلب » و مرحوم « مشير الدوله » ، هنگام سفارت ، كه انصاف زحمت كشيده ، در جملهء امور حجاج ايرانى ، اين انتظام را قرار داده ؛ كسى مجبور نيست [ و ] هركس را بخواهد ، اختيار مىنمايد و مبلغ 2 ريال « فرنكساوى » حقّ آنهاست كه دليل بايد بشوند براى تعليم « مواضع » و « مواقف » و كرايهء « مال » و « شكدوف » به اطلاع اينها مىباشد . شنبه ، بيست و پنجم [ ذى قعده 1305 ه . ق . ] ، « مكارى » « 5 » و « جمال » حاضر شده ، آنچه قرار كرايهء روز باشد ، به اطلاع حكومت ، اگر « ايرانى » باشد ، دو ثلث اضافه ساير دول مىگيرند ، چه به « سعديّه » بروند ، يا يكسر به « مكّه » بار باشد چه [ با ] شكدوف ؛ و آن زيادى كه از « ايرانى » دريافت و تعدّى مىنمايند ، نصف آن مبلغ بايد به « شهبندر » ايرانى برسد ، چراكه سبب تعدّى ايشان شده‌اند ؛ نصف ديگر اثلاثابين « 6 » « مخرّج » و « مقوّم » و « مطوف » قسمت مىشود . كسانى كه در « محاذات » محرم شده‌اند ، معطّلى ندارند ، به « مكّه » مشرف مىشوند و از « جدّه » تا آنجا طى مسافت 12 ساعت مىشود . به فاصلهء هرفرسخ « قهوه‌خانه » مىباشد . ركاب يعافير « 7 » عصر سوار مىشوند ، نزديك طلوع فجر وارد مىشوند . و چون راه بيشتر در « جبال » است و بسيار « ناامن » ، در راه « عساكر »
هامش
( 1 ) . استرآباد ، اسم قديم گرگان است . ( 2 ) . شهرستان اراك امروزى . ( 3 ) . شهرستان ملاير امروزى . ( 4 ) . ايروان يا يروان( Yervan )، پاىتخت جمهورى ارمنستان . ( 5 ) . كرايه‌دهندهء اسب و شتر ، چارپادار . ( 6 ) . سه يك سه يك . ( 7 ) . آهوبره ، گوزن‌بچه ، به معنى پاره‌اى از شب هم آمده است . در تداول عاميانهء ايران ، به « خر » گفته مىشود .