طرف ، 50 مرتبه بالاى ديوار خزانه حمام مىآيد و مكشوف مىنمايد و معلق مىزند در آب ديگ حمام و لنگ استاد ضايع شود ، كه احتياط مىنمايد ، چون ضررى ندارد .
[ بيت ]
تا شود زفت « 1 » و نمايد آن عظيم * چون درآيد سوى محفل آن حطيم « 2 »
[ جدّه ]
پنجشنبه ، شانزدهم [ ذى قعده 1305 ه . ق . ] ، دو ساعت به روز مانده ، آثار « بندر جدّه » ظاهر شد . لنگرگاه به واسطهء عدم تساوى سطح زمين ، بسيار احتياط دارد . علامتها نصب نمودهاند ، كه كشتى به گل نماند .
شب را در كشتى مانديم . اول نزول ندادند « گمركچى » و « تذكرهچى » . بسيار رطوبت از دريا آمد . به اين سبب كسالت فوق العاده حاصل شد . از آنطرف هم محرمين « تلبيه » « 3 » مىگفتند و ضعيفه مصريهاى بود ، قصيدهسرايى مىنمود و به نحو مجلس سماع « تلبيه » را با كف و دف مىسرودند . نمىدانم خدا را چه تصوّر نمودند ، تا قريب سحر آرام نداشتند .
جمعه ، هفدهم [ ذى قعده 1305 ه . ق . ] ، اوّل آفتاب ، اذن حاصل و يك ساعت از روز برآمده ، وارد « دار الصّحه » شده ؛ مبلغى معيّن بايد بدهند و « تذكره صحت » گرفته و به در ديگر بايد داخل شد . آنجا هم آدم « شبهندر ايران » و « حكومت عثمانى » مطالبهء « تذكره » و « باشبرد » مىنمايد .
دو قروش صاغ « 4 » حكومت مىخواهد ، كه امضا مىنمايد . يك « مجيدى » و ربع ، شهبندر مىخواهند . از اين دربند خلاص ، به كمند اخلاص « گمرك » مىاوفتند . اگر سلامت جستند ، جمعى كمين نشستهاند كه كيسه و هميانى در خرج باشد ، بزنند .
چنانكه بعد از اين ذكر مىشود ، بعضى وقايع مختصرا .
دو ساعت از آفتاب گذشته ، منزلى به هم رسيده ، فى الجمله رفع كسالت شد .
لباس و عموم لوازم راه را به دريا بردند ، [ تا ] تطهير نمايند .
هامش
( 1 ) . نوعى از قير ( به يونانى : اسفالتوس( Asfaltos، بهمعناى درشت ، فربه ، قوىجثه ، تناور ، سخت ، بزرگ ، والامقام ، بسيار ، فراوان ، مالامال ، انبوه ، غليظ ، مزهء تيز و تند و بخيل هم آمده است .
( 2 ) . بيت از مولوى است .
( 3 ) . گفتن جملهء عربى « لبيك اللهم لبيك » در حجّ مسلمانان .
( 4 ) . واژهاى تركى بهمعناى قروش صحيح ، مساوى با 40 پاره . ( النقود العربيه ، 179 )