تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
از « محاذات » با تمكّن « ميقات » نفرموده . » « مناسك » مرحوم « شيخ مرتضى [ انصارى ] - اعلى الله مقامه - كه جناب « ميرزا » - سلمه الله - « حاشيه » نوشته‌اند ، حاضر بود . به « حاجى ملا شكر اللّه » مشتبه شده بود ، و آخر عبارت مرحوم شيخ - رحمة اللّه عليه - را ملتفت نشده بود كه بعد از آن‌كه مىفرمايد : « و هرگاه به يكى از « مواقيت پنجگانه » عبور ننمايد ، درصورتىكه علم به محاذات حاصل نمايد ، محرم شود و ظاهر ظنّ به « محاذات » هم كافى باشد . در آخر عبارت مىفرمايد : ولى « احتياط » در حقّ چنين شخصى عبور نمودن به يكى از « مواقيت » است ؛ و امّا تحقيق در مسئله آنكه اشتغال يقينى برائت يقينى را لازم دارد ؛ و استصحاب بر تمام اصول ، مانند دليل است نسبت به تمام اصول . بنابراين ، استصحاب اشتغال ذمّه بر برائت مثل « حاكم » و « محكوم » و « وارد » و « مورود » است ؛ و يقين به « برائت ذمّه » قدر يقين وقتى است كه در يكى از « مواقيت » واقع شود . و امّا « محاذات » وقتى مىتوان رافع حكم « استصحاب » گردد ، كه نصّ وارد شده باشد به‌طور عموم ، كه شامل تمام « مواقيت » بشود به عموم سريان ، يا مطلقا به نحو « طريان » يا « استنباط » علّتى آزاد نمايند و درواقع قاعده « فقيه » باشد يا « اجماع » ، و دليل ديگر باشد . و خبرى كه در اين‌باب رسيده ، بر فرض « تماميّت » و « تسليم » جبران « ضعف » و دلالت عمومى به عمل بعضى اصحاب ، صدق عرفى شرط است در محاذات وجهه كافى نيست در اين مورد و قياس به مسئله قبله ليس من مذهبنا ؛ به‌علاوه ، حصول علم عادى به محاذات فى نهاية الاشكال ظن در موضوع هم به اتفاق حجّت نيست ، و در باب « وقت » و « قبله » : ممّا خرج بالدّليل ، است و جمعى از فقها - رضوان اللّه عليهم - در حدّ بعضى از « مواقيت » كه محل گفتگو است ، فرموده‌اند از موضعى كه قدر متيقن است ، بايد محرم شد ؛ و امّا آنچه بعضى « اصوليين » در « برائت » و « استصحاب » بيان نموده كه قدر يقين از تكليف محقق و محلّ شك به اصل برائت رفع مىشود ، محققين نپسنديده‌اند . خلاصه ، تمام گفتگو در جاى خود بايد بشود ، و مقصود از اين اشاره آن است كه جمعى « حجّه‌فروش » و « مكفاچى » « 1 » حجاج ، محض صرفه كه 5 تومان كمتر خرج نمايند ، كه اصرارى در « محاذات » دارند ، كه پس از عمرى كه توفيق يافته ، به « حجّ بيت الله » آمده ، در مسئلهء عمده ، خلاف احتياط مىنمايند ، چون صرفه ندارد . و از آن
هامش
( 1 ) . از « كفايت » اخذ شده و ظاهرا به‌معناى كارگزار است .