[ بيت ]
در « دجله » كه مرغابى از انديشه نرفتى * كشتى رود اكنون كه سَر جِسر بُريده
چندى قبل ، كمپانى نمودند و در مبلغ 000 ، 000 ، 000 ، 32 « 1 » « ليراى انگليس » ، خرج نمودند ، و دو دريا را متصل و هركس يك « ليرا » مثلا داده بود ، امروز 50 « ليرا » نمىفروشد ، و از قرار تقرير شخص موثّقى ، به واسطهء مقروضى دولت « عثمانى » و « مصرى » سهام خود را فروختهاند . بعضى در خيال افتادهاند مانند اين « قنال » نيز احداث جدولى نمايند به ملاحظاتى چند ، تا چه شود .
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ » .
« 2 »
[ بيت ]
اينكه در « شهنام [ ه ] ها آوردهاند * « رستم » و « روئينتن » و « اسفنديار »
تا بدانند اين خداوندان ملك * كز بسى خلق است دينى يادگار
[ در راه جدّه ]
دوشنبه ، سيزدهم [ ذى قعده 1305 ه . ق . ] ، كشتى « خديويّه » ، اول ظهر به جانب « جدّه » روانه است . معلوم شد به « ينبوع » نمىرود . وكيل كمپانى مىگويد : « اشخاصى كه از طرف « ينبوع » خيال دارند بروند ، مبلغ 100 « ليرا » اگر مىدهند ، امكان دارد . » گفتند :
« بندر « ينبوع » قبل از « جدّه » است . تفاوت ندارد ، بلكه سهلتر است . » جواب داد : « در تذكره و بليت نوشتهاند : الى جدّه . »
حرفش به قانون بود . دلالها در « اسلامبول » تقلّب نمودهاند . حاج نابلد غريب ، به فريب آنها يك ماه و نيم طول سفرش زياده مىشود ؛ چراكه اگر [ به ] « ينبوع » بروند ، از آنجا تا « مدينهء طيّبه » 4 مرحله است ، زيارت مىنمايند و روز بيست و پنجم با حمل شامى ، پنجم ذى الحجه وارد « مكّهء معظّمه » مىشوند و به آسودگى « اعمال » و « مناسك » را بهجاى آورده ، روز پانزدهم مىروند به « جدّه » و به هرسمتى بخواهند ، كشتى مىرود ؛ و پيش از « اربعين » به « عتبات » مشرف مىشوند . و امّا هرگاه بعد از اعمال حج به « مدينهء طيّبه » مشرف شوند ، بايد تا بيست و ششم اواخر دىماه ذى الحجّه با « مصرى » يا « شامى » و « جبلى » ، يا با « هندى » و « دريايى » بروند و با حجّاج دريايى عود نمايد ، و زودتر از غرّه صفر به « جدّه » نمىرسند ، مگر آنكه از
هامش
( 1 ) . در اصل : سى و دو هزار ميليان
( 2 ) . بخشى از آيه 26 - سورهء آل عمران .