تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
سابق به اعتقاد بعضى مهندسين ذكر شد - به احتمال آن‌كه مبادا سطح « درياى احمر » از زمين « مصر » بلندتر باشد و پس از باز شدن اين جدول ؛ آب ، « مصر » را غرق نمايد ، ترك كرده است . بعد از آن ، « بطالمه » آن جدول را تمام نموده‌اند ميانهء « رود نيل » و « بحر احمر » ، سفاين را حركت مىداده‌اند و بعضى بندها انشاء كردند . و به قول « سترابون » سالف الذكر ، اين جدول عرضش 100 ذرع بوده و عمقش به طورى بوده كه سفاين و كشتىهاى بزرگ آن زمان با كمال سهولت و آسانى مرور مىنموده [ است ] . اين جدول ، ابتدا از شهر « بوپا » « 1 » است ، به « بحر احمر » منتهى مىشده ؛ امّا « پلين » « 2 » نام مورخ ، حفر اين جدول را تا به « گل‌هاى تلخ » ، يعنى « درياچهء تلخ » ، نسبت به « بطلميوس ثانى » داده است ؛ و گفته چون مهندسين خبر دادند كه « بحر احمر » از « اراضى مصر » 3 ذرع مرتفع‌تر است ، از اتمامش صرف‌نظر نمود . و بعضى مؤلفين ادعا كرده‌اند كه به ملاحظه اينكه اگر آب « رود نيل » تا « بحر احمر » يكى بشود ، آب « نيل » ضايع مىشود ، از اين بابت صرف‌نظر شده است . و از اين بيانات معلوم مىشود كه در ازمنهء قديمه بين « نيل » و « بحر احمر » ، جدول ملوك « عجم » و « بطالمه » و « فراعنه » از يك سمت و شعبه « دمياط » « 3 » بوده ، امّا اين ايام هم « آثار يك جدول قديم » - كه از دلتا ابتدا شده بوده است - نمايان و از كارهاى « نيقوس » ملحوظ است . اخلاف ملك مشار اليه ، مثل سايرين به ملاحظهء ارتفاع « بحر احمر » از اراضى « مصر » ، از بالا شروع به حفر نموده‌اند ، و باز هم به همين ملاحظه « روم‌ها » و « خلفاى عباسيّه » بالاتر از آنها اين جدول را شروع نموده‌اند ، كه الى يومنا هذا در « مصر قديم » موجود است . « روم‌ها » و بعد از آنها « عرب‌ها » ، ميانهء دو دريا را به واسطهء « رود نيل » جدول كرده بودند . از مشاهير موّرخين « شمس الدين » « 4 » ذكر مىنمايد كه از قدماى ملوك « مصريّه » « تارسيس بن مالايا » ، جدولى حفر نموده بود . آن جدول از پهلوى جدول و « قنال سويس »
هامش
( 1 ) . امروزه بوتا( Buto )ناميده مىشود . ( 2 ) .Gaius Plinius CaeciliusياPliny. ( 3 ) .Damietta، كه در عربىDumyatناميده مىشود ، از بنادر جمهورى مصر در كنار درياى مديترانه و دلتاى رود نيل است و در سال 1986 م . 498 ، 89 نفر جمعيت داشته است . ( 4 ) . ظاهرا منظور شمس الدين محمد دمشقى است .