گويد اى اجزا اجل مشهود نيست * پر زدن پيش از اجلتان سود نيست
چونكه هر جزوى نجويد اتفاق * چون بود جان غريب اندر فراق
گويد اى اجزاى پست ، فرشيم * غربت من تلختر ، من عرشيم
ميل تن در سبزه و آب روان * زان بود كه اصل او آمد از آن
ميل جان در حكمت است و در علوم * ميل تن در باغ و راغ است و كروم « 1 »
ميل جان اندر ترقّى و شرف * ميل تن در كسب اسباب علف
ميل و عشق آن شرف هم سوى جان * زين يحب را و يحبّون را بدان
حاصل آنكه هركه او طالب بود * جان مطلوبش در او راغب بود
گر بگويم شرح اين بىحد شود * مثنوى هفتاد من كاغذ شود
آدمى حيوان نباتى و جماد * هر مرادى عاشق هر بىمراد
بىمرادان بر مرادى مىتنند * و آن مرادان جذب ايشان مىكنند
ليك ميل عاشقان لاغر كند * ميل معشوقان خوش و خوشفر كند
ميل معشوقان دو رخ افروخته * ميل عاشق جان او را سوخته
ميل معشوقان نهان است و ستبر * ميل عاشق باد و صد طبل و نفير
ليك اول آن بقا اندر فناست
عاشق حقّى و حق آن است كو * چون بيايد نبود از تو تار مو
صد چو تو فانى است پيش آن نظر * عاشقى بر نفى خود خواجه مگر ؟
سايهاى و عاشقى بر آفتاب * شمس آيد سايه لا گردد شتاب
هامش
( 1 ) - كروم : جمع كرم .