پا نهم گستاخ چون خانه روم * پا نلرزانم نه كورانه روم
آنچه گل را گفت حق خندانش كرد * با دل من گفت صدچندانش كرد
آنچه زد بر سرو قدش راست كرد * و آنچه از وى نرگس و نسرين بخورد
آنچه نى را كرد شيرين جان و دل * و آنچه خاكى يافت زو نقش چگل « 1 »
آنچه ابرو را چنان طرّار ساخت * چهره را گلگونه و گلنار ساخت
مر زبان را داد صد افسونگرى * و آنكه كان را داد زرّ جعفرى
چون در زرّادخانه « 2 » باز شد * غمزههاى چشم تيرانداز شد
بر دلم زد تير و سوداييم كرد * عاشق شكر و شكرخاييم كرد
عاشق آنم كه هر آن آن اوست * عقل و جان جاندار يك مرجان اوست
من نلافم ور بلافم همچو آب * نيست در آتشكشىام اضطراب
چون ندزدم چون حفيظ مخزن اوست * چون نباشم سخترو پشت من اوست
هر زمان گويد بكوشم بخت نو * گر تو را غمگين كنم غمگين مشو
مر تو را غمگين و گريان زان كنم * تا كت از چشم بدان پنهان كنم
تلخ گردانم ز غمها خوى تو * تا بگردد چشم بد از روى تو
بىتو صيّادى و جوياى منى * بنده و افكندهء راى منى
حيله انديشى كه در من دررسى * در فراق و جستن من بىكسى
چاره مىجويد پى من درد تو * مىشنودم دوش ، آه سرد تو
من توانم هم كه بىاين انتظار * ره دهم بنمايمت راه گذار
تا از اين گرداب دوران وارهى * بر سر گنج وصالم پا نهى
ليك شيرينى و لذات مقر * هست بر اندازهء رنج سفر
آنگه از شهر و ز خويشان برخورى * كز غريبى رنج و محنتها برى
هامش
( 1 ) - چگل : لجن ، گل و لاى .
( 2 ) - زرّادخانه : اسلحهخانه .