مخلصان باشند دايم در خطر
مخلصان باشند دايم در خطر * امتحانها هست در راه اى پسر
عهد را بايد وفا اى جان من * تا نمانى شرمسار و ممتحن
يا مكن نذرى كه نتوانى وفا * بر خطر منشين و بيرون چه هلا
نذر را بايد وفا در راه حق * ليك حق تا خود كه را بدهد سبق
قوّت آن كو كه پايان آوريم * عاجزيم و ناتوان و مضطريم
گرنه فضلت دستگير ما شود * واى بر ما زانكه رسوايى بود
نذر ما را باوفا پيوسته دار * عهد ما را از كرم دار استوار
حزم چِبود ؟ بدگمانى بر جهان * دمبهدم بيند بلاى ناگهان
آنچنانكه ناگهان شيرى رسيد * مرد را بربود و در بيشه كشيد
او چه انديشد در آن بيشه ؟ ببين * تو همان انديش اى استاد دين
مىكشد شير قضا در بيشهها * جان ما مشغول كار و پيشهها
آنچنان كز فقر مىترسند خلق * زير آب شور رفته تا به حلق
گر بترسيدى از آن فقر آفرين * گنجهاشان كشف گشتى در زمين
جملهشان از خوف غم در عين غم * در پى هستى فتاده در عدم
مناجات
اى كريم و اى رحيم سرمدى * درگذار از بدسگالان اين بدى
اى بداده رايگان صد چشم و گوش * بى ز رشوت پخش كرده عقل و هوش
پيش از استحقاق بخشيده عطا * ديده از ما جمله كفران و خطا
اى عظيم ، از ما گناهان عظيم * هم تو دانى عفو كردن در حريم
ما زِ آز و حرص خود را سوختيم * وين دعا را هم ز تو آموختيم