بندگان حق ، رحيم و بردبار * خوى حق دارند در اصلاح كار
مهربان بىرشوتان يارىكنان * مشفقان غمخوارگان صاحبدلان
از ترحّم دستگيران شافعان * در مقام سخت و در روز گران
هين ، بجو اين قوم را اى مبتلا * هين ، غنيمتداراشان پيش از بلا
اى بسا دولت كه آيد گاهگاه * پيش بىدولت ، بگردد او ز راه
اى بسا معشوق كآيد ناشناخت * پيش بدبختى ، نداند عشق باخت
ديدهء دل هست بين اصبعين * چون قلم در دست كاتب اى حسين
اصبع لطف است و قهر اندر ميان * كلك دل ، با قبض و بسطى زين بنان
اى قلم بنگر گر اجلاليستى * كه ميان اصبعين كيستى ؟
جمله قصد و جنبشت زين اصبع است * فوق تو بر چارراه مجمع است
اين حروف حالها از نسخ اوست * عزم و فسخت هم ز عزم و فسخ اوست
جز نياز و جز تضرّع راه نيست * زين تقلّب هم قلم آگاه نيست
در تفسير آيه : « كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ »
« 1 »
چه مه و چه آفتاب و چه فلك * چه عقول و چه نفوس و چه ملك
چه وحوش و چه طيور و چه جماد * چه ملوك و چه گدا چه كيقباد
چه بلاد و چه جبال و چه بهار * چه مه و چه سال چه ليل و نهار
چه تراب و آب و چه باد و چه نار * چه خريف و صيف و چه دى چه بهار
جمله اندر حكم و در فرمان او * همچو كوى اندر خم چوگان او
آفتاب آفتاب آفتاب * اى چه مىگويم ؟ مگر هستم به خواب
هامش
( 1 ) - سوره الروم ، آيه 26 .