تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤

آنكه جوينده است يابنده بود

گر گِران و گر شتابنده بود * آنكه جوينده است يابنده بود در طلب زن دايما تو هر دودست * كه طلب در راه ، نيكورهبر است لنگ‌ولوك و خفته شكل و بىادب * سوى او مىخيز و او را مىطلب گه بگفت و گه به خاموشى و گه * بوى كردن گير هر سو بوى شه گفت آن يعقوب با اولاد خويش * جستن يوسف كنيد از حد بيش هر حس خود را در اين جستن بجدّ * هر طرف رانيد ، شكل مستعد گفت از روح خدا لا تيأسوا * همچو گم‌كرده‌پسر ، رو سو به سو از ره حسّ دهان پرسان شويد * بوى جانان را به جان جويان شويد پرس‌پرسان مژدگانى جان دهيد * گوش را بر چارراه آن نهيد هركجا بوى خوش آيد ، بو بريد * سوى آن سِر ، كآشناى آن سريد هر كجا لطفى ببينى از كسى * سوى اصل لطف ره يا بى عسى اين همه جوها ز دريايى است ژرف * جز ورا بگذار و بر كل دار طرف زشتهاى خلق بهر خوبى است * برگ بىبرگى نشان طوبى است خشمهاى خلق بهر مِهر خاست * وز جفاى خلق اميد وفاست جنگهاى خلق بهر آشتى است * دام راحت دايما بىراحتى است دوستان بهر نوازش مىزنند * هر كِلَه از شكر آگه مىكنند بوى بر از جزو تا كل اى كريم * بوى بر از ضد تا ضد اى حكيم