تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤

تسليم امر خدا بودن و ترك فلسفه‌بافى

آنچه حق است اقرب از حبل الوريد * تو فكنده تير فكرت را بعيد اى كمان و تيرها برساخته * صيد نزديك و تو دور انداخته هركه دوراندازتر ، او دور تر * وز چنين گنجى است او مهجورتر فلسفى خود را ز انديشه بكُشت * گو به دو ، كورا سوى گنج است پشت گو به دو چندان‌كه افزون مىدود * از مراد دل جداتر مىشود جاهدوا « 1 » فينا بگفت آن شهريار * جاهدوا عنّا نگفت ، اى بىقرار اى بسا علم و ذكاوات و فطن * كشته رهرو را چو غول و راهزن بيشتر اصحاب جنّت ابله‌اند « 2 » * كه ز شر فيلسوفى مىرهند خويش را عريان كن از فضل و فضول * تا كند رحمت تو را هر دم نزول زيركى ضد شكست است و نياز * زيركى بگذار و با كولى بساز زيركى دان دام طمع و برد و گاز * تا چه خواهد ، زيركى را پاكباز زيركان با صنعتى قانع شده * ابلهان از صنع در صانع شده نيم‌ذرّه زان عنايت به بود * كه تدبير خرد سيصد رصد ترك مكر خويشتن گير ، اى امير * يا بكش پيش عنايت ، خوش بمير اين به‌قدر حيلهء معدود نيست * زين حيل تا تو نميرى ، سود نيست غير مردن هيچ فرهنگى دگر * در نگيرد با خدا ، اى حيله‌گر يك عنايت ، به ز صد گون اجتهاد * جهد را خوف است از صد گون فساد وان عنايت ، هست موقوف ممات * تجربه كردند اين ره را ثقات بلكه مرگش ، بىعنايت نيز نيست * بىعنايت هان و هان جايى مايست ذرّهء سايه عنايت بهتر است * از هزاران كوشش طاعت پر است نوم عالِم از عبادت به بود * آن‌چنان علمى كه مستنبه بود
هامش
( 1 ) - اشاره به آيه :« الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا »سوره العنكبوت آيه 69 . ( 2 ) - اشاره به حديث رسول ( ص ) : « اكثر اهل الجنة البلهاء » ، بيشتر مردم بهشت خوش‌دلانند . جامع صغير 1 : 52 .