تفسير حديث رسول : « ما مات من فات الّا و تمنى أن يموت قبل ما فات » « 1 »
زين بفرموده است آن آگه رسول * كه هر آنكه مرد و كرد از تن نزول
نبود او را حسرت نقلان موت * ليك باشد حسرت تقصير و فوت
هركه ميرد خود تمنّا باشدش * كه بدى زين پيش نَقل مقصدش
گر بُدى بد تا بَدى كمتر بُدى * ور تقى ، تا خانه زوتر آمدى
گويد آن سر بىخبر من بودهام * دمبهدم من پرده مىافزودهام
گر از اين زوتر مرا معبر بدى * اين حجاب و پردهام كمتر بدى
خدا را غافل مدان از كار كس
شاه « 2 » را غافل مدان از كار كس * مانع اظهار آن حلم است و بس
من هنا يشفع به پيش علم او * لاابالىوار الّا حلم او
آن گُنَه اول ز حلمش مىجهد * ورنه هيبت آن مجالش كى دهد ؟
خونبهاى جُرم نفس قاتله * هست بر حلمش ديت بر عاقله
مست و بىخود نفس ما زان حلم بود * ديو در مستى كلاه از وى ربود
گرنه ساقى حلم بودى بادهريز * ديو با آدم كجا كردى ستيز ؟
گاهِ علم آدم ملايك را كه بود ؟ * اوستاد علم و نقّاد نقود
چونكه در جنّت شراب حلم خورد * شد ز يك بازى شيطان روى زرد
آن بَلا دُرهاى تعليم ودود * زيرك و دانا و چستش كرده بود
باز آن افيون حلم سخت او * دزد را آورد سوى رخت او
عقل آيد سوى حلمش مستجير * ساقيم تو بودهء ، دستم تو گير
هامش
( 1 ) - حديث نبوى .
( 2 ) - شاه در اشعار مولوى مقصود خداوند متعال است .