كشته گرگان يكبهيك خوهاى تو * مىدرانند از غضب اعضاى تو
خون نخسبد بعد مرگت در قصاص * تو مگو كه مىرم و يابم خلاص
اين قصاص نقد حيلتسازى است * پيش زخم آن قصاص اين بازى است
زان لعب خوانده است دنيا را خدا * كاين جزا لعبى است پيش آن جزا
اين جزا تسكين جنگ و فتنه است * آن جزا اخصاست وين چون ختنه است
در تفسير آيه : يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ
« 1 »
روز محشر هر نهان پيدا شود * هم ز خود هر مجرمى رسوا شود
دست و پا بدهد گواهى با بيان * بر فساد او به پيش مستعان
دست گويد : من چنين دزديدهام * لب بگويد : من چنين نوشيدهام
پاى گويد : من شدستم تا منى * فرج گويد : من بكردستم زنا
چشم گويد : كردهام غمزهء حرام * گوش گويد : چيدهام سوء الكلام
پس چنان كن فعل كان خود بىزيان * باشد اشهد گفتن و عين بيان
تا همه تن ، عضو عضوت ، اى پسر * گفته باشد اشهد اندر نفع و ضر
گر سيه كردى تو نامهء عمر خويش * توبه كن ز آنها كه كرده استى تو پيش
عمر اگر بگذشت ، بيخش اين دم است * آب توبهاش ده اگر او بىنم است
بيخ عمرت را بده آب حيات * تا درخت عمر گردد با نبات
جمله ماضىها از اين نيكو شوند * زهر پارينه از اين گردد چو قند
سيّئاتت « 2 » را مدل كرد حق * تا همه طاعت شود از ما سبق
خواجه بر توبه نصوحى خوش به تن * كوششى كن ، هم به جان و هم به تن
شرح اين توبه نصوح از من شنو * بگرويدستى ، ولى از نو گرو
هامش
( 1 ) - سوره النور ، آيهء 24 .
( 2 ) - سيئه : گناه .