چونكه كعبه رو نمايد صبحگاه * كشف گردد كه گه گم كرده است راه
يا چو غواصان به زير قعر آب * هركسى چيزى همىچيند شتاب
بر اميد گوهر در ثمين * توبره پر مىكنند از آن و اين
چون برآيند از تك درياى ژرف * كشف گردد صاحب درّ شگرف
و آن دگر كه برد مرواريد خورد * و آن دگر كه سنگريزه شبّه برد
هكذا يبلوهم بالساهرة * فتنه ذات افتضاح قاهرة
همچنين هر قوم چون پروانگان * گرد شمعى پرزنان اندر جهان
خويشتن بر آتشى برمىزنند * گرد شمع خود طوافى مىكنند
چون برآيد صبحدم نور خلود * وانمايد هريكى چه شمع بود
هركه را پر سوخت زان شمع ظفر * بدهدش آن شمع خوش هشتاد پر
تفسير آيه : « يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ »
« 1 »
جوق پروانه دو ديده دوخته * مانده زير شمع پرها سوخته
مىطپند اندر پشيمانى و سوز * مىكنند آه از هواى چشم دوز
شمع گويد چونكه من خود سوختم * كى تو را برهانم از سوز و ستم ؟
شمع مىگويد كه من سر سوخته * چون كنم مر غير را افروخته
او همىگويد كه از اشكال تو * غره گشتم ، دير ديدم خال تو
شمع مرده ، باد رفته ، دلربا * غوطه خورد از ننگِ كجبينى ما
ظلت الأرباح خُسراً مغرماً * تشنگى شكوى الى اللّه العمى
حبّذا ارواح اخوان ثقات * مسلمات مؤمنات قانتات
هركسى رويى به سويى بردهاند * وان عزيزان رو به بىسو كردهاند
هر كبوتر مىپرد در مذهبى * وين كبوتر جانب بىجانبى
هامش
( 1 ) - يس ، آيه 30 .