تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
هيچ قلبى پيش او مردود نيست * زانكه قصدش از خريدن سود نيست

در تفسير آيه : « يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ »

« 1 »
اى تو كرده ظلم‌ها چون خوشدلى * از تقاضاى مكافى غافلى ؟ يا فراموشت شده است از كرده‌هات * كه فروآويخت غفلت پرده‌هات گرنه خصمىهاستى اندر قفات * جِرم گردون رشك بردى بر صفات ليك محبوسى براى آن حقوق * اندك‌اندك عذر مىخواه از عقوق تا به‌يك‌بارت نگيرد محتسب * آب خود روشن كن اكنون يا محب گوشت‌هاى بندگان حق خورى * غيبت ايشان كنى كيفر برى هان كه بوياى دهانتان خالق است * كى برد جان غير آن كو صادق است ؟ واى آن افسوسيى كش بوىگير * باشد اندر گور ، منكر با نكير نى دهان دزديدن امكان ، زان مهان * نى دهان خوش كردن از داد و دهان آنكه يابد بوى حق را از يمن * چون نيابد بوى باطل را زمن ؟ مصطفى چون بوى برد از راه دور * چون نيابد از دهان ما بخور ؟ هم بيابد ، ليك پوشاند ز ما * بوى نيك و بد برآيد بر سما بوى كبر و بوى حرص و بوى آز * در سخن گفتن بيايد چون پياز گر خورى سوگند من كى خورده‌ام ؟ * از پياز و سير تقوا كرده‌ام آن دم سوگند غمازى كند * بر دماغ همنشينان برزند بس دعاها رد شود از بوى آن * آن دل كج مىنمايد در زبان « اخسئوا » آيد جواب آن دعا * چوب رد باشد جواب هر دغا گر حديثت كج بود معنى است راست * آن كجى لفظ مقبول خداست
هامش
( 1 ) - سوره : غافر آيه : 52 .
عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 281 | الفيض الكاشاني / مهدى انصارى