تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦

در تفسير آيه : « سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ . »

« 1 »
ما كجا بوديم كان ديّان دين * عقل مىكاريد اندر آب و طين چون همىكرد از عدم گردون پديد * وين بساط خاك را مىگستريد ز اختران مىساخت او مصباح‌ها * وز طبايع قفل با مفتاح‌ها اى بسا بنيادها پنهان و فاش * مضمر اين سقف كرد و فراش آدم اسطرلاب اوصاف علوست * وصف آدم مظهر آيات اوست هرچه در وى مىنمايد ، عكس اوست * همچو عكس ماه اندر آب جوست بر سطرلابش نقوش عنكبوت * بهر اوصاف ازل دارد ثبوت تا ز چرخ غيب و از خورشيد روح * عنكبوتش شرح گويد از شروح عنكبوت و اين سطرلاب رشاد * بىمنجم در كف عام اوفتاد انبيا را داد حق تنجيم اين * غيب را چشمى ببايد غيب‌بين در چه دنيا فتادند اين قرون * عكس خود را ديد هريك چه درون عكس آخر چند بايد در نظر ؟ * اصل‌بينى پيشه كن ، اى كج نگر

خلق را چون آب دان ، صاف و زلال

خلق را چون آب دان ، صاف و زلال * اندر آن تابان صفات ذو الجلال علمشان و عدلشان و لطفشان * چون ستارهء چرخ در آب روان پادشاهان مظهر شاهى حق * فاضلان مرآت آگاهى حق قرنها بگذشت اين قرن نوى است * ماه آن ماه است ، آب آن آب نيست عدل آن عدل است و فضل آن فضل هم * ليك مستبدل شد آن قرن و امم قرنها بر قرنها رفت اى همام * وين معانى برقرار و بردوام
هامش
( 1 ) - آيه : 53 سوره : فصلت .