در هنر من از كسى كم نيستم * تا به خدمت پيش دشمن بيستم
من ز آتش زادهام ، او از وحل « 1 » * پيش آتش مر وحل را چه محل ؟
او كجا بود اندر آن دورى كه من * صدر عالم بودم و فخر زمن ؟
شعله مىزاد آتش جان سفيه * كآتشى بود الولد سرّ ابيه
نى غلط گفتم كه بد قهر خدا * علّتى را پيش آوردن چرا ؟
سرّ آب چبود ؟ اب ما صنع اوست * صنع مغز است و ابِ صورت چو پوست
ليك آدم چارق و آن پوستين * پيش مىآورد كه هستم ز طين
چون اياز آن چارقش مورود بود * لاجرم آن عاقبت محمود « 2 » بود
هست مطلق كارساز نيستى است * كارگاه هست كن جز نيست چيست ؟
برنوشته هيچ بنويسد كسى ؟ * يا نهاله كارد اندر مغرسى « 3 » ؟
كاغذى جويد كه او به نوشته نيست * تخم كارد موضعى كه كشته نيست
تو برادر موضع ناكشته باش * كاغذ اسفيد نابنوشته باش
تا مشرف گردى از نون و القلم * تا بكارد در تو تخم آن ذو الكرم
خود از اين پالوده ناليسيده گير * مطبخى كه ديدهاى ناديده گير
زانكه زين پالوده مستىها بود * پوستين و چارق از يادت رود
چون درآيد نزع و مرگ آهى كنى * ذكر دلق و چارق آنگاهى كنى
تا نمانى غرق موج و زشتيى * كه نباشد از پناهت پشتيى
ياد نارى از سفينهء راستين * ننگرى در چارق و در پوستين
چونكه درمانى به غرقاب بلا * پس ظلمنا « 4 » ورد سازى در ولا
ديو گويد بنگريد اين خام را * سر بريد اين مرغ بىهنگام را
دور اين خصلت ز فرهنگ اياز * كه پديد آيد نمازش بىنياز
او خروس آسمان بوده ز پيش * نعرههاى او همه در وقت خويش
هامش
( 1 ) - وحل : گل و لاى ، مذبله .
( 2 ) - اشاره به آيه :« عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً »سوره : الاسراء ، آيه 79 .
( 3 ) - مغرس : جاى كاشتن درخت .
( 4 ) - اشاره به آيه :« رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا . . . »سوره : الأعراف ، آيه 23 .