تو حياتى مىدهى در هر نفس
تو حياتى مىدهى در هر نفس * كز نفيسى مىنگنجد در نفس
تو حياتى مىدهى بس پايدار * نقد زرّ بىكساد بىغيار
وارثى نابوده يك خوى تو را * اى فلك سجدهكنان كوى تو را
خلق را از گرگ غم لطفت شبان * چون كليم اللّه شبان مهربان
حكايت
گوسفندى از كليم اللّه گريخت * پاى موسى آبله شد ، نعل ريخت
در پى او تا به شب در جستوجو * وان رمه غايب شده از چشم او
گوسفند از ماندگى شد سست و ماند * آن كليم اللّه گرد از وى فشاند
كف همىماليد بر پشت و سرش * مىنواخت از مهر همچون مادرش
نيمذرّه تيرگى و خشم نى * غير مهر و رحم و آب چشم نى
گفت گيرم بر منت رحمى نبود * طبع تو بر تو چرا استم نمود ؟
با ملايك گفت يزدان آن زمان * كه نبوت را همىزيبد فلان
سبب تأخير استجابت دعاى مؤمن
اى بسا مخلص كه نالد در دعا * تا رود دود خلوصش بر سما
تا رود بالاى اين سقف برين * بوى مجمر از انين المذنبين
پس ملايك با خدا نالند زار * كى مجيب هر دعا ، وى مستجار
بندهء مؤمن تضرّع مىكند * او نمىداند به جز تو مستند