امنيتش آنكه بود امّيد ساز * طامع تأبيد با عمر دراز
بطّ حرص آمد كه نوكش در زمين * در تر و در خشك مىجويد دفين
يك زمان نبود معطل از گلو * نشنود از حكم جز امر كلوا
همچو يغما چيست ، خانه مىكند * زودزود انبان خود پر مىكند
اندر انبان مىفشارد نيك و بد * دانههاى درّ و حبّات و نخود
تا مبادا ياغيى آيد دگر * مىفشارد در جوال او خشك و تر
وقت تنگ و فرصت اندك ، او مخوف * در بغل زد هرچه زوتر بىوقوف
اعتمادش نيست بر سلطان خويش * كه نيارد طامعى آمد به پيش
ليكن مؤمن ز اعتماد آن حيات * مىكند غارت به مهل و با انات « 1 »
ايمن است از فوت و از ياغى كه او * مىشناسد قهر شه را بر عدو
و ايمن است از خواجه تا شان دگر * كه نينديش ، مزاحم ، صرفهبر
عدل شه را ديد در ضبط حشم * كه نيارد كرد كس بر كس ستم
پس تأنى دارد و صبر و شكيب * چشم سير و مؤثر است و پاك جيب
كاين تأتى پرتو رحمان بود * وان شتاب از هزهء « 2 » شيطان بود
آمديم اكنون به طاوس دو رنگ * كو كند جلوه براى نام و ننگ
همت او صيد خلق از خير و شر * وز نتيجهء فايدهء آن بىخبر
بىخبر چون دام مىگيرد شكار * دام را چه علم از مقصود كار ؟
دام را چه نفع و چه ضر از گرفت ؟ * زين گرفت بيهدش دارم شگفت
اى برادر ، دوستان افراشتى * با دو صد دلدار نى بگذاشتى
كارت اين بوده است از وقت ولاد * صيد مردم كردن از دام و داد ؟
زان شكار و انبهى و باد و بود * دست دركن هيچ يا بى تار و پود ؟
بيشتر رفته است و بىگاه است روز * تو بجد در صيد خلقانى هنوز
اين يكى مىگير و آن مىبر ز دام * وين دگر را صيد مىكن در لئام « 3 »
هامش
( 1 ) - انات : توقف ، آهستگى .
( 2 ) - هزّه : لرزش .
( 3 ) - لئام : ( جمع لئيم ) ، فرومايگان .