تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
امنيتش آنكه بود امّيد ساز * طامع تأبيد با عمر دراز بطّ حرص آمد كه نوكش در زمين * در تر و در خشك مىجويد دفين يك زمان نبود معطل از گلو * نشنود از حكم جز امر كلوا همچو يغما چيست ، خانه مىكند * زودزود انبان خود پر مىكند اندر انبان مىفشارد نيك و بد * دانه‌هاى درّ و حبّات و نخود تا مبادا ياغيى آيد دگر * مىفشارد در جوال او خشك و تر وقت تنگ و فرصت اندك ، او مخوف * در بغل زد هرچه زوتر بىوقوف اعتمادش نيست بر سلطان خويش * كه نيارد طامعى آمد به پيش ليكن مؤمن ز اعتماد آن حيات * مىكند غارت به مهل و با انات « 1 » ايمن است از فوت و از ياغى كه او * مىشناسد قهر شه را بر عدو و ايمن است از خواجه تا شان دگر * كه نينديش ، مزاحم ، صرفه‌بر عدل شه را ديد در ضبط حشم * كه نيارد كرد كس بر كس ستم پس تأنى دارد و صبر و شكيب * چشم سير و مؤثر است و پاك جيب كاين تأتى پرتو رحمان بود * وان شتاب از هزهء « 2 » شيطان بود آمديم اكنون به طاوس دو رنگ * كو كند جلوه براى نام و ننگ همت او صيد خلق از خير و شر * وز نتيجهء فايدهء آن بىخبر بىخبر چون دام مىگيرد شكار * دام را چه علم از مقصود كار ؟ دام را چه نفع و چه ضر از گرفت ؟ * زين گرفت بيهدش دارم شگفت اى برادر ، دوستان افراشتى * با دو صد دلدار نى بگذاشتى كارت اين بوده است از وقت ولاد * صيد مردم كردن از دام و داد ؟ زان شكار و انبهى و باد و بود * دست دركن هيچ يا بى تار و پود ؟ بيشتر رفته است و بىگاه است روز * تو بجد در صيد خلقانى هنوز اين يكى مىگير و آن مىبر ز دام * وين دگر را صيد مىكن در لئام « 3 »
هامش
( 1 ) - انات : توقف ، آهستگى . ( 2 ) - هزّه : لرزش . ( 3 ) - لئام : ( جمع لئيم ) ، فرومايگان .