در تفسير آيه پرندگان چهارگانه « 1 »
تو خليل وقتى اى خورشيد هش * اين چهار اطيار ره زن را بكش
زانكه هر مرغى از اينها زاغوش * هست عقل عاقلان را ديدهكش
اى خليل اندر خلاص نيك و بد * سر ببرشان تا رهد پاها ز سد
كل تويى و جملگان اجزاى تو * برگشا كه هست پاشان پاى تو
از تو عالم روح زارى مىشود * پشت صد لشكر سوارى مىشود
زانكه اين تن شد مقام چارخو * نامشان شد چار مرغ فتنهجو
خلق را گر زندگى خواهى ابد * سر ببر زين چار مرغ خوى « 2 » بد
بازشان زنده كن از نوعى دگر * كه نباشد بعد از آن زيشان ضرر
چار مرغ معنوى راهزن * كردهاند اندر دل خلقان وطن
سر ببر اين چار مرغ زنده را * سرمدى كن خلق ناپاينده را
بطّ و طاوس است و زاغ است و خروس * اين مثال چار خلق اندر نفوس
بطّ حرص است و خروس آن شهوت است * جاه چون طاوس و زاغ و امنيت « 3 » است
هامش
( 1 ) - آيه 260 از سوره بقره در قصه زنده شدن پرندگان .
( 2 ) - در نسخهء قونيه : شوم .
( 3 ) - امنيت : آرزو ، خواهش ، اميد .