تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥

در بيان حديث رسول : « موتوا قبل أن تموتوا » « 1 »

جان بسى كندى و اندر پرده‌اى * زانكه مردن اصل بد ، ناورده‌اى تا نميرى نيست جان كندن تمام * بىكمال نردبان نايى به بام چون ز صد پايه دو پايه كم بود * بام را كوشنده نامحرم بود چون نمردى ، هست جان كندن دراز * مات شو در صبح ، اى شمع طراز تا نگشتند اختران ما نهان * دان كه پنهان است خورشيد جهان بىحجابت بايد آن اى ذو لباب * مرگ را بگزين و بردرّان حجاب نى چنان مرگى كه در گورى روى * مرگ تبديلى ، كه در نورى روى مرد بالغ گشت ، و آن بچگى بمرد * روميى شد ، صبغت زنگى ببرد « 2 » پس محمّد صد قيامت بود نقد * زانكه حل شد در فناى حلّ و عقد زادهء ثانى است احمد در جهان * صد قيامت بود او اندر عيان « 3 » زو قيامت را همىپرسيده‌اند * اى قيامت ، تا قيامت راه چند ؟ با زبان حال مىگفتى بسى * كه ز محشر حشر را پرسد كسى ؟ بهر اين گفت آن رسول خوش‌پيام * رمز موتوا قبل موت يا كرام همچنان‌كه مرده‌ام من قبل موت * زان طرف آورده‌ام اين صيت و صوت پس قيامت شو ، قيامت را ببين * ديدن هر چيز را شرط است اين تا نگردى او ، ندانىاش تمام * خواه آن انوار باشد يا ظلام عقل گردى ، عقل را دانى كمال * عشق گردى ، عشق را دانى و بال « 4 » گفتمى برهان اين دعوى مبين * گر بدى ادراك اندر خورد اين در همه عالم اگر مرد و زنند * دم‌به‌دم در نزع و اندر مردنند آن سخنشان را وصيّت‌ها شمر * كه پدر گويد در آن دم با پسر
هامش
( 1 ) - حديث نبوى . اللؤلؤ المرصوع 94 . ( 2 ) - در نسخه قونيه : سترد . ( 3 ) - اشاره به آيه :« يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ »سوره النازعات ، آيه 42 . ( 4 ) - در نسخه قونيه : ذبال .
عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 195 | الفيض الكاشاني / مهدى انصارى