تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
عاقبت زينها بخواهى ماندن * هين كرا خواهى در آن دم خواندن ؟ اين دم او را خوان و باقى را بمان * تا تو باشى وارث ملك جهان چون يفرّ المرء آيد من اخيه * يهرب المولود يوما من ابيه « 1 » زان شود هر دوست آن ساعت عدو * كه بت تو بود و از ره مانع او روى از نقاش رومى تافتى * چون ز نقشى انس دل مىيافتى اين دم ار يارانت با تو ضد شوند * وز تو برگردند و در خصمى روند هين بگو كه روز من فيروز شد * آنچه فردا خواست شد ، امروز شد ضدّ من گشتند اهل اين سرا * تا قيامت عين شد پيشين مرا پيش از آنكه روزگار خود برم * عمر با ايشان به پايان آورم كاله معيوب بخريده بدم * شكر كز عيبش پگه واقف شدم پيش از آن كز دست سرمايه شدى * عاقبت معيوب بيرون آمدى مال رفته عمر رفته ، اى نسيب * مال و جان داده پى كاله معيب رخت دادم زرّ قلبى « 2 » بستدم * شاد شادان سوى خانه مىشدم شكر كين زر قلب پيدا شد كنون * پيش از آنكه عمر بگذشتى فزون قلب ماندى تا ابد در گردنم * حيف بودى عمر ضايع كردنم چون پگه‌تر قلبى او وانمود * پاى خود زو واكشم من زود زود يار تو چون دشمنى پيدا كند * گر ز حقد و رشك او بيرون زند تو از آن اعراض او افغان مكن * خويشتن را ابله و نادان مكن بلكه شكر حق كن و نان بخش كن * كه نگشتى در جوال او كهن از جوالش زود بيرون آمدى * تا بجويى يار صدق سرمدى نازنين يارى كه بعد از مرگ تو * رشتهء يارى او گردد سه تو رستى از قلاب و سالوس و دغل * عزّ او ديدى عيان پيش از اجل اين جفاى خلق با تو در جهان * گر بدانى ، گنج زر آمد نهان
هامش
( 1 ) - اشاره به آيه : « روزى كه آدمى از برادر و مادر و پدرش فرار كند » اشاره به قيامت است . سوره عبس ، آيه 34 . ( 2 ) - قلبى : تقلبى .
عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 191 | الفيض الكاشاني / مهدى انصارى