سعيكم شتّى « 1 » تناقض بردريد « 2 » * روز مىدوزيد و شب برمىدريد
تا تو بستيزى ستيزند اى حرون * فانتظرنا انّهم منتظرون « 3 »
هريكى در كف عصا كه موسيم
اى بسا رزاق گول بىوقوف * از ره مردان نديده غير صوف
اى بسا شوخان ز اندك احتراف * از شهان ناموخته جز گفت و لاف
هريكى در كف عصا كه موسيم * مىدمد بر ابلهان كه عيسيم
آه از آن روزى كه صدق صادقان * بازخواهد از تو سنگ امتحان
گفت را آموخت زان مرد هنر * ليك از معنى و سرّش بىخبر
حرف درويشان بسى آموختند * منبر و محفل بدان افروختند
يا به جز آن حرفشان روزى نبود * يا در آخر رحمتآموزى نبود « 4 »
از حريصى وز هواى سرورى * در نظر كند و به لافيدن جرى
ماه ناديده نشانها مىدهد * روستايى را بدان كژ مىنهد
از براى مشترى در وصف ماه * صد نشان ناديده گويد بهر جاه
مشترى كو سود دارد ، خود يكى است * ليك ايشان را در او ريب و شكى است
مشترىّ ماست اللّه اشترى * از غم هر مشترى هين برتر آ
مشتريّى جو كه جويان تو است * عالم آغاز و پايان تو است
هين مكن « 5 » هر مشترى را تو به دست * عشقبازى با دو معشوقه بد است
زو نيابى سود و مايه ، گر خرد * نبودش خود قيمت عقل و خرد
نيست او را خود بهاى نيم نعل * تو بر او عرضه كنى ياقوت و لعل ؟
حرص كورت كرد و محرومت كند * ديو همچون خويش مرجومت كند
هامش
( 1 ) - اشاره به آيه 4 سوره الليل .
( 2 ) - در نسخه قونيه : اندريد .
( 3 ) - اشاره به آيه 158 سوره الانعام .
( 4 ) - در نسخه قونيه : رحمت آمد ره نمود .
( 5 ) - در نسخه قونيه : مكش .