آن شقايق نقد « 1 » نواشكوفههاست * كه درخت دل براى او « 2 » نماست
خويش را در خواب كن زين « 3 » افتكار * سر ز زير خواب در يقظت « 4 » برآر
عاشقى كو در غم معشوق رفت
عاشقى كو در غم معشوق رفت * گرچه بيرون است ، در صندوق رفت
عمر در صندوق برد از اندهان * جز كه صندوقى نبيند از جهان
آن سرى كه نيست فوق آسمان * از هوس آن را در آن صندوق دان
چون ز صندوق بدن بيرون رود * او ز گورى سوى گورى مىشود
اى خدا بگمار قومى روحمند * تا ز صندوق بدنمان واخرند
خلق را از بند صندوق فسون * كه خرد جز انبيا و مرسلون ؟
از هزاران يك كسى خوشمنظر است * كه بداند كو به صندوق اندر است
آن « 5 » جهان را ديده باشد پيش از آن * تا بدان ضد اين ضدش گردد بيان
زين سبب كه علم ضالهء مؤمن است « 6 » * عارف ضالهء خود است و موقن است
آنكه هرگز روز نيكو خود نديد * او در اين ادبار ، كى خواهد طپيد ؟
يا به طفلى در اسيرى اوفتاد * يا خود از اول ز مادر بنده زاد
ذوق آزادى نديده جان او * هست صندوق صور ميدان او
دايما محبوس عقلش در صور * از قفس اندر قفس دارد گذر
منفذش نى از قفس سوى علا * در قفسها مىرود از جابهجا
محترز گشته است زين شش پنج نرد * از شش و از پنج عارف گشت فرد
رست او از پنج حس و شش جهت * از وراى آن همه كرد آگهت
هامش
( 1 ) - در نسخهء قونيه : اين شقايق منع . . .
( 2 ) - در نسخهء قونيه : آن .
( 3 ) - در نسخهء قونيه : زير .
( 4 ) - يقظت : بيدارى .
( 5 ) - در نسخهء قونيه : او جهان . . .
( 6 ) - اشاره به فرمودهء رسول اسلام : « حكمت گمشدهء مؤمن است » . شرح نهج البلاغه 4 : 278 .