تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
آن شقايق نقد « 1 » نواشكوفه‌هاست * كه درخت دل براى او « 2 » نماست خويش را در خواب كن زين « 3 » افتكار * سر ز زير خواب در يقظت « 4 » برآر

عاشقى كو در غم معشوق رفت

عاشقى كو در غم معشوق رفت * گرچه بيرون است ، در صندوق رفت عمر در صندوق برد از اندهان * جز كه صندوقى نبيند از جهان آن سرى كه نيست فوق آسمان * از هوس آن را در آن صندوق دان چون ز صندوق بدن بيرون رود * او ز گورى سوى گورى مىشود اى خدا بگمار قومى روحمند * تا ز صندوق بدنمان واخرند خلق را از بند صندوق فسون * كه خرد جز انبيا و مرسلون ؟ از هزاران يك كسى خوش‌منظر است * كه بداند كو به صندوق اندر است آن « 5 » جهان را ديده باشد پيش از آن * تا بدان ضد اين ضدش گردد بيان زين سبب كه علم ضالهء مؤمن است « 6 » * عارف ضالهء خود است و موقن است آنكه هرگز روز نيكو خود نديد * او در اين ادبار ، كى خواهد طپيد ؟ يا به طفلى در اسيرى اوفتاد * يا خود از اول ز مادر بنده زاد ذوق آزادى نديده جان او * هست صندوق صور ميدان او دايما محبوس عقلش در صور * از قفس اندر قفس دارد گذر منفذش نى از قفس سوى علا * در قفسها مىرود از جابه‌جا محترز گشته است زين شش پنج نرد * از شش و از پنج عارف گشت فرد رست او از پنج حس و شش جهت * از وراى آن همه كرد آگهت
هامش
( 1 ) - در نسخهء قونيه : اين شقايق منع . . . ( 2 ) - در نسخهء قونيه : آن . ( 3 ) - در نسخهء قونيه : زير . ( 4 ) - يقظت : بيدارى . ( 5 ) - در نسخهء قونيه : او جهان . . . ( 6 ) - اشاره به فرمودهء رسول اسلام : « حكمت گمشدهء مؤمن است » . شرح نهج البلاغه 4 : 278 .