تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
بىسلاحى درمرو در معركه * همچو بىباكان مرو در تهلكه

لاف شيخى در جهان انداخته

همچو اين خامان با طبل و علم * كه الاغانيم « 1 » در فقر و عدم لاف شيخى در جهان انداخته * خويشتن را بايزيدى ساخته هم ز خود سالك شده و اصل شده * محفلى واكرده در دعوىكده خانهء داماد پرآشوب و شر * قوم دختر را نبوده زين خبر ولوله كه كار نيمى راست شد * شرطهايى كه ز سوى ماست ، شد خانه‌ها را روفتيم ، آراستيم * زين هوس سرمست و خوش برخواستيم زان طرف آمد يكى پيغام ؟ نى * مرغى آمد اين طرف زان بام ؟ نى زين رسالات مزيد اندر مزيد * يك جوابى زان حواليتان رسيد ؟ نى ، و ليكن يار ما زان آگه است * زانكه از دل سوى دل لا بد ره است پس از آن يارى كه امّيد شماست * از جواب نامه ره خالى چراست ؟ صد نشان است از سرار و از جهار ليك * بس كن ، پرده زين در بر مدار

خانه سر جمله پرسودا بود

خانه سر جمله پرسودا بود * صدر پروسواس و پرغوغا بود باقى اعضا ز فكر آسوده‌اند * وان صدور از صادرات فرسوده‌اند در خزان باد خوف حق گريز * آن شقايقهاى پارين « 2 » را بريز
هامش
( 1 ) - در نسخهء قونيه : الاقانيم . ( 2 ) - پارين : نسبت .