رياضت براى درك حقيقت و نيل به مطلوب است
گفت فرعونى : انا الحق ، گشت پست * گفت منصورى : انا الحق و برست
آن انا را لعنت اللّه در عقب * وين انا را رحمت اللّه اى محب
اين انا هو بود در سرّ ، اى فضول * ز اتّحاد نور نه از راه حلول
زانكه او سنگ سيه بود اين عقيق * آن عدوى نور بود و اين عشيق
جهد كن تا سنگيت كمتر شود * تا به لعلى سنگ تو انور شود
صبر كن اندر جهاد و در عنا * دمبهدم مىبين بقا اندر فنا
وصف سنگى هر زمان كم مىشود * وصف لعلى در تو محكم مىشود
وصف هستى مىرود از پيكرت * وصف مستى مىفزايد در سرت
سمع شو يكبارگى تو گوشوار * تا ز حلقه لعل يا بى گوشوار
همچو چه كن خاك مىكن ، گر كسى * زين تن خاكى ، كه در آبى رسى
گر رسد جذبهء خدا ، آب معين * چاه ناكنده بجوشد از زمين
خاك مىكن تو بكوش آن مباش * اندكاندك خاك چه « 1 » را مىتراش
هركه رنجى ديد ، گنجى شد پديد * هركه جدّى كرد ، در جدّى رسيد
گفت پيغمبر ركوع است و سجود * بر در حق كوفتن حلقهء وجود
حلقهء آن در هر آن كو مىزند * بهر او دولت سرى بيرون كند
چيست معراج فلك ، اين نيستى * عاشقان را مذهب و دين نيستى
پنج وقت آمد نماز رهنمون * عاشقان را فى صلاة دائمون « 2 »
نه به پنج آرام گيرد آن خمار * كه در آن سرهاست ، نى پانصد هزار
نيست زر غبّا « 3 » وظيفه عاشقان * سخت مستسقى است جان صادقان
نيست زر غبّا وظيفهء ماهيان * زانكه بىدريا ندارند انس جان
هامش
( 1 ) - چه : مخفف چاه .
( 2 ) - عاشقان دايم در نمازند . اشاره به آيه 23 سوره المعارج .
( 3 ) - سر زده و شتابان ديدار كردن . چنان كه در حديث رسول آمده « سر زده ديدار كن به دوستدارانت افزوده شوند » جامع صغير 2 / 26 ، نهاية ابن اثير 1 / 146 .