تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

نردبان خلق اين ما و منى است

نردبان خلق اين ما و منى است * عاقبت زين نردبان افتادنيست هركه بالاتر رود ابله‌تر است * گردن او خوردتر خواهد شكست ظلّ ذلّت نفسه « 1 » خوش‌مضجعى است * مستعدّ آن صفارا مهجعى است گر از اين سايه روى سوى منى * زود طاغى كردى و ره گم كنى پس برو خاموش باش از انقياد * زير ظلّ امر شيخ و اوستاد

علم به جهل و كورى و عيب نفس به معرفت رساند

صد هزاران ظلمت است از خشم تو * بر عباد اللّه اندر چشم تو خشم بفشان چشم بگشا شاد شو * عبرت از ياران بگير استاد شو كوه در سوراخ سوزن كى رود * جز مگر كان كوه برگ كه « 2 » شود كوه را كه كن به استغفار خويش * جام مغفوران بگير و خوش بكش
هامش
( 1 ) - ظلّ ذلّت نفسه : در سايه نفس كشى . ( 2 ) - برگ كه : برگ كاه .