نردبان خلق اين ما و منى است
نردبان خلق اين ما و منى است * عاقبت زين نردبان افتادنيست
هركه بالاتر رود ابلهتر است * گردن او خوردتر خواهد شكست
ظلّ ذلّت نفسه « 1 » خوشمضجعى است * مستعدّ آن صفارا مهجعى است
گر از اين سايه روى سوى منى * زود طاغى كردى و ره گم كنى
پس برو خاموش باش از انقياد * زير ظلّ امر شيخ و اوستاد
علم به جهل و كورى و عيب نفس به معرفت رساند
صد هزاران ظلمت است از خشم تو * بر عباد اللّه اندر چشم تو
خشم بفشان چشم بگشا شاد شو * عبرت از ياران بگير استاد شو
كوه در سوراخ سوزن كى رود * جز مگر كان كوه برگ كه « 2 » شود
كوه را كه كن به استغفار خويش * جام مغفوران بگير و خوش بكش
هامش
( 1 ) - ظلّ ذلّت نفسه : در سايه نفس كشى .
( 2 ) - برگ كه : برگ كاه .