تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠

نفس اوّل

يك ره به نماز خويش بنگر * خواهى نگريست پيش بنگر نزديكى بندگان نماز است * معراج روندگان نماز است موقوف « 1 » عليه كل طاعات * سركردهء « 2 » جملهء عبادات ركن « 3 » شرع و عمود دين است * شايد گفتن كه دين همين است ليكن در وى ، حضور بايد * ذوق و شوق و سرور بايد شرط است نماز را دل پاك « 4 » * كانديشهء غير هست اشراك ايّاك ، ايّاك ، اينش معنى است * بىاين گفتنش محض دعويست وقتى است نماز تو نمازى * كز غير خداى ، بىنيازى چون در دل تو تنزّهى هست * حق را با تو توجّهى هست گر در دل تو بود حضورى * در وى فكند خداى نورى خود روح نماز ، آن حضور است * در جان تو ز آن حضور نور است گر نيست ترا در آن حضورى * رورو كه تو از خداى دورى گر لذّتى از نماز دارى * شايد كه عبادتش شمارى آن مهتر و بهترين كونين * آن را گفته است قرّة العين زيرا كه وصالش آن زمان بود * لقياى جمالش آن زمان بود مىگفت كه اى بلال ارحنى * اى مژده ده وصال ارحنى تا يار مرا ز من ستاند * ز اغيار مرا دمى رهاند جان محو جمال دوست گردد * مغزم فارغ ز پوست گردد در ياد وى آن‌چنان شوم غرق * كو را نكنم ز خويشتن فرق
هامش
( 1 ) - مطبوع : عليه . ( 2 ) - مطبوع : سر كرد . ( 3 ) - مطبوع : شرع . ( 4 ) - بيت از مجلس اضافه شد .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 240 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى