تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
تو كه كار به كار كس ندارى * زحمت بينى و درگذارى در جستن عيب خويش كوشى * چشم از بد مردمان بپوشى پيش همه هم چو خاك گردى * از خبث و رذيله پاك گردى ده چيز شعار خويش سازى * سرمايهء كار خويش سازى بىخوابى و جوع و عزلت و فكر « 1 » * صُمت و زهد و عبادت و ذكر باشى پيوسته با طهارت * با غير خدا نبوده كارت گه سجده و گه ركوع كرده * گه زارى و گه خضوع كرده بگريسته بر گنه « 2 » شب و روز * از درد ، به ناله‌هاى جانسوز چون گريه كنى ز اشك رو شوى * شايد كه نسوزد آتش آن روى مىجو به نبى و آل عترت * پيوسته تشفّع و وسيلت هر لحظه درود ، بر روانشان * بفرست و روان پيروانشان تقصير خود اعتراف مىكن * اقرار به اقتراف « 3 » مىكن از شرم ، سرى به پيش مىدار * دردى به درون خويش مىدار با اين همه ترس و خوف و غمهاش * نوميد مباش ، از كرمهاش نوميد مشو ، ز فيض آن شاه * در دل مىگو كه ، اللّه اللّه از وى بطلب هر آنچه خواهى * كو مىدهدت همه كما هى دل را به اميد ، شاد مىدار * اين گفته « فيض » ياد مىدار او را به دعاى شاد مىكن * در حالت فيض ياد مىكن هان ، بيرون آ چو مغز ، از پوست * من گفتم و تو شنيدى اى دوست از سر تا پاى ، گوش بادت * اين « آب زلال » نوش بادت
هامش
( 1 ) - همين دستورات را در حقايق و كتب ديگر آورده‌اند . ( 2 ) - مطبوع : بىگنه . ( 3 ) - اقتراف - اكتساب .