تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
از لذت قرب و از مناجات * واپردازم ز كلّ حاجات گر پيرو او و دين اوئى « 1 » * شايد كه تو اين‌چنين بگوئى بايد كه تو نيز هم بدين نحو * در بندگى خدا شوى محو مستى تو بلى ، ولى نه از مى * بىخود هستى ولى نه « 2 » از وى در حين نماز مست گردى * بىخويش شده ز دست گردى از بادهء حق تو نيستى مست * وسواس خبيث بردت از دست آن ديو لعين حديث كردت * تا هم چو خودش خبيث كردت احرام نماز را چو بندى * آيد بر تو به ريشخندى تا از تو ترا چنان ستاند * تا هيچ ز تو به تو نماند چون از سرت ، از فسون برد هوش * حق را همگى كنى فراموش انديشه غير ، هرچه خواهى * حاضر شودت همه كما هى باطل هوشت چنان ربايد * كز حق هيچت به ياد نايد از بادهء او چنان شوى مست * تا نشناسى تو پاى از دست از خود و ز حق ، خبر ندارى * تا كلّ نماز را گذارى اين است كه گفته‌اند ، ما را * لا تقربوا انتم السكارى اين معنى انتموا سكارى است * اين نهى درين كلام ما راست زيرا كه درين سخن بلا قيل * كردند به علم قول تعليل اينك منصوص گشت علّت * پس تعديه كرد حكم حرمت پس تو منهى ز ذكر اوئى * تا آنكه بدانى آنچه گوئى پس ذكر تو ذكر نيست بىشك * منهى و مأمور ، چون بود يك حاشا ، حاشا كه اين نماز است * كى لايق ربّ بىنياز است بر خود لب خلق بستن است اين * برخاستن و نشستن است اين
هامش
( 1 ) - بيت از مجلس اضافه شد . ( 2 ) - مطبوع :هستى بلى نه ز آن مى .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 241 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى