اى عمر به بد تباه كرده * وى نامه خود سياه كرده
اى سرتاپاى ، پيچدرپيچ * بر حال خودت نمىگرى هيچ
بيدار نمىشوى ز غفلت * هشيار نمىشوى ز سكرت
گوئى ز خدا خبر ندارى * وز روز جزا خبر ندارى
بس قاسى « 1 » و دل سياه گشتى * غرق بحر گناه گشتى
هيچ آيت « 2 » يأن را نخوانى * ان تخشع را تو مىندانى
ويل لك ثم ويل اخشع * انظر و به عين قلبك اسمع
يك لحظه به فكر خويشتن آى * چشمى ز درون جانت بگشاى
بنگر نيكو ، كه در چه كارى ؟ * افتاده ، پياده ، يا سوارى
اين راه كه مىروى چه راه هست ؟ * راه طاعت ؟ ره گناه است ؟
عمرى كردى تو در جهان زيست * اكنون بنگر كه حاصلت چيست ؟
بگذشت بسى ز روزگارت * بنگر نيكو به كاروبارت « 3 »
تا چند به هر طرف دويدن * جان كندن و حاصلى نديدن
تا كى ؟ بىره روى تو بىدرد * اين راه خداى نيست ، واگرد
در راه خداى خود تو غافل * يك گام نرفتهاى چه حاصل ؟
از جام غرور گشتهاى مست * سرمايهء عمر ، داده از دست
در ظلمت تن شدى خداگير « 4 » * شرمت بادا ره خدا گير « 2 »
از طاعت حق فرار تا كى ؟ * وين غفلت برقرار تا كى ؟
هامش
( 1 ) - مطبوع : عاصى ، مجلس ، غاسى و هر دو نادرست است و قاسى مانند متن درست است و اشاره به آيت 22 سوره الزمر« فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ . »( 2 ) - مطبوع : بان ، مجلس : يأس و هر دو نادرست و متن از آيت 16 سورة حديد« أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ . »( 3 ) - بيت در مجلس نيست .
( 4 و 2 ) - مطبوع : خداگو .