تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
بر هيچ نهى مدار ، تا چند ؟ * شرمى ز خدا بدار « 1 » ، تا چند ؟ در دام هوا اسير ، تا كى ؟ * صد جان بكن و ممير تا كى ؟ آخر نه تو طائر سمائى * اندر قفس زمين چرائى ؟ بگشا بند و ره سما گير * اى مرغ سما ، ره خدا گير اين مزرع عمر بهر آن است * تا آن كارى كه قوت جان است و آن فكرتها ، به جاى « 2 » شخم است * و آن معرفت ، از براى تخم است وين چشمهء چشم داده يارى * تا آب دهى هر آنچه كارى و آن سوز دلت چو آفتاب است « 3 » * روى زرد تو ، ماهتاب است و آن گريه و سوز و آه و فرياد * ابر و برق است و بارش و باد ليكن تو گهى به هرج و گه مرج « 4 » * سرمايه عمر ، مىكنى خرج از بدرگى و تباه‌كارى * پيوسته در او گناهكارى از چاه غرور ، مىدهيش آب * سرگشته از آن شدى چو دولاب اين چاه بسى دراز و دور است « 5 » * نه عذب در او بود نه شور است هرگز نرسى در او به آبى « 6 » * آنجا نبود بجز سرابى هر چند امل دراز گردد * اين دلو تو خشك بازگردد طول امل تو جمله ، هيچ است * از سرتاپاى ، تاب و پيچ است يك سر حيرت ، سرى سراب است * سرگشتگى تو زين طناب است هان ، هان كوته كن اين امل را * بر هم زن زود اين عمل را يك ره برخيز و طاعتى كن * سعيى بنما زراعتى كن
هامش
( 1 ) - مطبوع : مدار . ( 2 ) - مطبوع : براى . ( 3 ) - بيت در مجلس نيست . ( 4 ) - بيت از مجلس اضافه شد . ( 6 و 5 ) - دو بيت در مجلس نيست .