تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
يا رب تو به عطف خود رسانم * از درگه خويشتن مرانم ز احوال قيامتم ، امان ده * جايم به بهشت جاودان ده

نفس دوم

تا چند چنين فسرده باشم * در قبر بدن چو مرده باشم چند آتش بىغمى فروزم * وز خامى كار خويش سوزم نه بندگيئى نه درد دينى * نه در ره « 1 » معرفت يقينى در ظلمت تن ، چراغ جان مرد * در قالب سرّ قلب افسرد بىدردىهاى دل فسردم « 2 » * وز درد فسردگى ، بمردم نى درد دلى ، نه سوز جانى * نه گريه ، نه نوحه ، نه فغانى نى اشكى سرخ و روى زردى * نى سينهء گرم و آه سردى گوئى كه به بندگان نمانم * يا هيچ به زندگان نمانم يا رب جان را تو ، گرم گردان * سنگ دل را تو نرم گردان در سينه‌ام آتشى برافروز * ز آن آتش كن شب مرا روز آتش چه بود ، محبّتِ تو * آن شعلهء شوق خدمت تو عشق تو دل مرا دهد سوز * مهر تو شب مرا كند ، روز عشقى خواهم ، كه برنتابم * گُم گردم و خويش را نيابم عشق و عرفان بهم برآميز * فيضى ز آن « 3 » جام بر دلم ريز مستم گردان ، ز بادهء خود * بنماى رهى ، به جاده خود ز آن باده كزان كشند اخيار * در مقعد « 4 » صدق ، نزد جبار
هامش
( 1 ) - مطبوع : نه ذرّه . ( 2 ) - بيت از « علامه » . ( 3 ) - مطبوع : فيض را جام . ( 4 ) - ن . علامه : در مقصد ولى منظور فيض اشاره به آيت 55 سورة القمر :فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ .