تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
از قيد تعلّقش ، رها كن * او را به غم خود آشنا كن توفيق عبادتش ببخشاى * و اسباب سعادتش ببخشاى از گمراهى به راهش آور * از مهلكه در پناهش آور بيدار كنش ز خواب غفلت * هشيار كن از شراب غفلت و ز حيرت و تيرگى برآرش * در زمرهء نيكوان ، درآرش راهى بنما به سوى خويشش * محروم مكن ز كوى خويشش دستى به درت دراز كرده * چشمى به اميد ، باز كرده مگذار كه نااميد ، گردد * يا از در تو ، طريد گردد غير از تو كس دگر ندارد * رو از تو به درگه كه آرد ؟ توحيد ترا به جان و دل گفت * گرد شك « 1 » از جبين خود رفت اينك به گناه خود مقرّ است * بر وحدت ذات خود مُصرّ است يغفر ما دون ذاك گفتى * درّ لا تقنطوا بسفتى گر تو گوئى كه طاعتت كو * من هم گويم شفاعتت كو و آن گرد و غبار اسرفوا را * جاروب زدى به مكنس « 2 » لا گوئى كه تو در گنه فزودى * گويم كه تو هم غفور بودى گوئى كه خطاى تُست بسيار * گويم كه توئى كريم و غفّار گوئى كه بگير آتش اين را * گويم كه به لا إله الّا چون مىسوزى تو اين زبان را ؟ * كو گفت هزار بار ، آن را آتش به حواليش نپويد * آن كاشهد لا إله گويد ما را به تو اعتقاد اين است * اين ظنّ حسن مرا يقين است
هامش
( 1 ) - مطبوع : شرك . ( 2 ) - مطبوع : منكس و پاورقى نيز كه اشتباه بوده و مكنس و مكنسه بمعنى جارو درست است .