تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
مرضى بر تن او ظاهر نيست * احتما نيز ندارد به يقين مرضى هست ولى در جانش * كه بود تابع شيطان لعين اين بود حربت ماه رمضان * با صيامى كه بود نعم معين يا رب اين بىخردان را درياب * از خزانه كرم اى نعم معين آن يكى جنس دهد بهر زكات * قيمت اضعاف كند بر مسكين گويدش گر تو نگردى راضى * ديگرى هست كه راضى است بدين به گمانش كه ادا كرده زكات * به گمان آنكه تواند كرد اين به چنين مكر و پذيرفتن آن * فوت گردد حق چندين مسكين نيست جائز كه بگيرد آن را * شركا هست مر او را چندين آنچه ارزيد زكات آن باشد * ذمّه‌اش ماند به باقيش رهين همچنين خمس و نذور و صدقات * اين فريبى است ز شيطان لعين فقراء زان بجهان بسيارند * كاغنياشان به زكاتند ضنين فقراء نيز ندارند انصاف * اكثر از قدر فضولند حزين نگذرند از سر قهوه و قليون * نپذيرند غذا ، نان جوين ور گدا هست كسى كو نايد * سر موتى ز تنعّم پائين ديگرى هست كه گويد از فقر * زير بالين بودش نقد دفين اين بود باعث حزن درويش * كه كسش مىنشناسد به يقين حيله و خدعه بود عالمگير * دست مكر آخته شيطان لعين اين بمان قصّهء حجّاج شنو * بو دلت رحم كند بر حاجين عربى روى كند سوى عجم * بسته از شيد ، سراپا آئين كه من امسال امير حاجم * ببرم قافله را با تمكين ودحه كم گيرم و حرمت دارم * تا نرنجد غنيى يا مسكين